📕برشی از کتاب : دنیا همینه؛ یه روز همه چیزِ آدم رو اَزش میگیره. پس به هیچ چیزش دلت رو خوش نکن.
----------------------------------------
دوّم اینکه، خوشحالم بعد از وقفه ای طولانی، رمانی رو خواندم که به دلم نشست✌. رمان #چهره_مبهم نوشته ی جناب آقای #محمدهاشم_اکبریانی ، داستانی سوررئال و جذاب دارد. در اصل، داستان کتاب از دو بخش مجزا درست شده و منِ خواننده که عاشق داستانهای بورخس😍هستم را، مجذوب خودش کرد🤩. قصّه ای گرم و دلنشین که با شخص اوّل داستان، "خنده رو"، شروع میشه و اوست که گرمی را به قصّه منتقل میکند. در ادامه، اتّفاقات حیرت آور و چه بسا ترسناکی میفتد که مرا شگفت زده کرد و در پایان کاملاً غافلگیر شدم و در پایان کاملاً غافلگیر شدم !
بنظرم در اواخر کتاب، نیم نگاهی به مرگ با توجه به گفته های شوپنهاور و یالوم داشت که برایم تأمّل برانگیز بود.🤔
پ.ن یک : به علاقمندان داستانهای سوررئال و تخیّلی خواندن این کتاب را توصیه میکنم تا ببینید که رمانهای فارسی، چقدر با جزئیات و شخصیت پردازیهای خوب، میتوانند خواننده را جذب قصّه کنند💪.
پ.ن دو : من امتیاز مثبتی به طراحی جلد میدهم که هوشمندانه، هم از رنگ طوسی بخاطر اسم کتاب و هم از قطرات آبِ منقوش به "چهره ی مبهم" استفاده کرده است.
پ.ن سه : راستی این را هم بگویم که علاقمند به داستانهای جناب اکبریانی شدم و دو کتاب بعدی از ایشون رو هم تهیّه کردم و بزودی آنها رو هم معرّفی خواهم کرد✌.