نوجوانان در داستان کوتاه کتاب, سفر سخت و پر حادثه گلبرگی را میخوانند که از کاسه گل خود جدا میشود تا دنیا را ببیند و آن را بشناسد, اما در همان هنگام, باد او را به هر سو میبرد و عاقبت به جانب حوض و باغچهای میرود که به یکی از بوتههای گل تعلق دارد و همان جا را برای اقامت برمیگزیند و به همراه سایر گلبرگها به خاک باغچه تبدیل میشود, اما سال بعد که گل سر بر آورد آن گلبرگ دیگر کاسه گل را ترک نکرد .