«بار باران» قصه یک زن است، زنی که از خودش گذشت تا ماندگار شود. زنی که یاد داد میتوان کاری کرد که جاودانه شد. میتوان کاری کرد بدون جلب توجه اما بر صدر نشست. «بار باران» ماجرای «گوهرشاد بیگم خانم» است که زائران رضوی سالهای طولانی است وقتی به زیارت مولای رئوفشان میروند به مسجدی که به نام او است ولی به عشق مولایش رضا(ع) ساخته شده نیز میروند.
شاعرانگی مهمترین ویژگی نثر و قلم سعید تشکری است که در این کتاب نیز به چشم میآید
متن خیلی شاعرانه است ،با اینکه من طرفدار متن های شاعرانه ام احساس میکنم شاعرانگی زیاد از ارزش کار کم کرده و محتوا کمرنگ شده ، یه جاهایی حتی گنگ بود مجبور بودم برگردم دوباره بخونم! برای یه کار که ریشه ی تاریخی هم داره بنظرم این متن مناسب نبود. عاشق قصه بودم ولی نتونستم لذتی ازش ببرم متاسفانه