بوی وانیل روایتی عاشقانه از «دیاری» است که از پس کافهای کوچک در شهری ساحلی برای دیدار با خانوادهی پدریاش به سرزمین اجدادیاش میآید. همهچیز به نظر پیچیده و سخت میرسد. برای دیار حقیقت زندگیاش مانند کویری است که او سعی دارد در آن ریشه بدهد و قد بکشد، اما حضور «او» خیلی چیزها را تغییر میدهد.
کلا خانم پاکپور ملموس مینویسند و قلم دوست داشتنی دارن از خجالت های دیار تا عاشقانه های پخته روزبه، فداکاری های تارا تمامی تغییرات و از جمله شایان مهربان و ساکت تا امیرحسین مهربان تر از پدر کشمکش داستان تا بی نهایت غیبت های غیر قابل جبران فرهاد و لی لی، غصه های نرگس و برادرانه های محمد و رک بودن خاله عطی همه چی قشنگ بود حال خوبی داشتم با بوی وانیل
خیلی ضعیف بود بنظرم ، مخصوصا نسبت به بانوی قصه و زیتون که شخصیت اصلی خیلی دوست داشتنی تر و پخته تر بود ، اینجا یه شخصیت ضعیف ، خجالتی و بی سر و زبون هست که پتانسیلشو داشت خیلی خیلی بهتر باشه اما نشد ، قهرمان مرد هم بنظرم بشدت سردرگم و گیج تا اواسط داستان ، من که نیمه رها کردم ، حامی و همراز کجا این شخصیتا کجا !
کتابش خیلی عاشقانه ی آرامی داشت و زود میشه باهاش ارتباط برقرار کرد ولی شخصیت اصلی داستان روبه شدت بی زبون و بی دست و پا معرفی کرده بود که خیلی کم حتی دیالوگ داشت میتونست خیلی بهتر باشه هنوز هم با اختلاف کتاب بانوی قصه از همه بهتره
داستان کتاب اول خیلی جالب شروع میشه اما هرچی بیشتر میگذره داستان یکنواخت تر میشه. به شخصه صفحات اخر رو فقط خوندم که تموم شه. به نرم بانوی قصه از همین نویسنده، کتاب خیلی بهتریه.