اولین مجموعه داستان پویا منشیزاده خبر از حضور نویسندهای خلاق میدهد که میخواهد خود را در ادبیات ایران تثبیت کند. کتاب طرز تهیهی خوراک فرشته شامل ده داستان است، داستانهایی که برخی از آنها جایزههای معتبر داستان کوتاه را در این سالها به دست آوردهاند. داستانهای کتاب فضاهایی گوناگون دارند، از ماجراهایی که گره خوردهاند با سرنوشت مردگان تا انتظاری طولانی که احساسات قهرمانش را به دوگانگی دچار کرده، از بحران در روابط عاشقانه تا سرنوشت کالبدی که نظم دنیای زندگان را برهم میزند. پایان قصهها معمولاً ضربه زنندهاند و مخاطب با وضعیتی روبهرو میشود که طی آن ناچار است متن را قضاوت کند و به آن بیندیشد. منشیزاده با نخی ظریف داستانها را به هم متصل کرده و توانسته جهانی بسازد که در آن همهی جزئیات و آدمها در یک لحظه میتوانند هرچه دارند از کف بدهند. «بازگشت» یکی از مهم ترین درون مایه های این کتاب است، مجموعهای که خواننده را با فضاها و روایتهایی بکر تنها میگذارد.
مثل همیشه به خاطر کنجکاوی در مورد جایزه هایی که نویسنده برده مجموعه رو خریدم. داستان «پل معلق» از مجموعه برندۀ جایزۀ صادق هدایت شده و داستان «یک تکه کاج» برندۀ جایزۀ بهرام صادقی؛ و در جایزۀ زاینده رود و چند تا جایزۀ دیگه هم این نویسنده جایزه کسب کرده. نمی دونم به خاطر حال این روزهامه که این داستان ها به نظرم بد اومدن، یا چی؛ برعکس حرف پشت جلد کتاب، داستان ها خلاقیت مضمونی و محتوایی اندکی دارن؛ داستان «پل معلق» در مورد یه عشق مزمن هست که بعد از سالها مجال دیدار دوباره پیدا میکنه؛ داستانی که عنوان مجموعه هم هست مضمون دوقلوها و رقابت بین خواهر و برادرها رو دستمایه قرار میده؛ داستان های خوبش «میترا« (دربارۀ جنگ و عشق)، «همه ی کت های آقای شریفی» (دربارۀ مرگ و تشریح و اینا)، «کی تو رو سیگاری کرد؟» (دربارۀ مرگ و اخلاق) و «زخم های زاینده رود» (دربارۀ زندگی های از دست رفته) بود؛؛ بهترین داستان مجموعه که هم نثر خوبی داره، هم لحن جالب و متناسب با محتوایی، و هم محتوای تازه ای، داستان «یک تکه کاج» هست.
در کل شاید بشه نقطۀ قوت کار این نویسنده رو، در بهترین داستان هاش، تشبیه های بِکر و جالب دونست
این مجموعه داستان را به پیشنهاد ابوذر قاسمیان خواندم. سه داستان کوتاه درخشان در این مجموعه وجود داشت. یک تکه کاج- همه ی کت های آقای شریفی و زخم های زاینده رود. ایده های خوب و تازه در این سه داستان. . داستان اول- پل معلق " اخرین بار یازده سال پیش بود که از من خواست دیگر خبری از من نباشد. با آن لحن هایی که ظاهرش امری ست و درونش پر از خواهش. حال ده سال است که خبری از من نشده. ده سال است که ترسیده ام برگردم. ترسیدم برگردم و رد اشک هایش توی فرودگاه مانده باشد." . داستان فوق العاده ی یک تکه کاج که برنده ی جایزه ی بهرام صادقی هم شده است. " خیابان پر از آدم هایی با تن های سالم. حالا نه سالم سالم. در این حد که مرگ توی دست و پایشان نپیچد. دوست دارم بنشینم کنار خیابان و گدایی تن کنم. اگر کسی تن اضافه ای دارد به من بدهد." . " دکتر هاشمی گفته بود هیچ کاری نمی شود کرد. کاش می شد حرفش را می پذیرفتند و می توانستم از همین چندوقت لذت ببرم. اشتباه می گوید که امید چیز خوبی ست لااقل نه همیشه. احساس می کنم چند ماه آخر زندگی ام را امید دارد تباه می کند. . " توی پنجره یک تکه کاج پیداست." . " دیگر بدتر ادم سالم را روی لپ بوس می کنند و مرده را روی پیشانی. کار را تمام شده دیده اند." . نگاهم به لپ تاپ است اما فکرم جای دیگری ست. امروز عصر طوبا امد تو ازش پرسیدم می آی با هم روی لپ تاپم فیلم بردمن را ببینم؟ گفت نه وقت این کارهارو ندار. پس فقط دارد کارش را با مهربانی انجام می دهد. فردا محلش نمی گذارم. هنوز ده دقیقه از فیلم نگذشته که در لپ تاپ رت به روی صدای مایکل کیتون می بندم." . آخر داستان عالی تمام می شود با تدبیر مینی سریال هانتیگ د هیل هوس. در لحظه ی انگار مردن و انگار دوباره زنده شدن از کودکی تا آن روز تولد که از بیمارستان به خانه اورده اند او را. . داستان گلادیتور خیلی برایم آشنا بود. داستان یک دانه سیب جای پرداخت بیشتری داشت و شبیه یک خاطره ی کوتاه بود. . طرز تهیه خوراک فرشته که داستان دو خواهر دوقلو است. . داستان زانیده رود زنی که منتظر بوده سال ها برای شوهرش که زا زندان بازگردد و حالا دیگر نمی داند برای چه چیزی باید منتظر باشد. " ده سال دور تن جوانم پیله بستم. پروانه نشد که هیج بلکه سال به سال شکسته تر شد. روحم اگر معیار است روح پرواز می کند به هرکجا بخواهد. راستش حالا که انتظار تمام شده و حالا که صبر کردن معنی اش را از دست داده شک دارم بخواهم با تو بمانم
پشت کتاب حرف خوبی زده که این کتاب خیر از حضور نویسنده ای خلاق میده بیشتر داستانها خوب هستند و بعضی ها خیلی خوب و همه چیز داستانها به قاعده هستش کلا به نظرم تو داستان کوتاه های چند سال اخیر خیلی خوب بوده
مجموعه داستانهایی هدفمند در شرح "بازگشت"؛ باز گشتن به روابط و بازگشت از روابط بازگشتن به زندگی و بازگشت از زندگی؛ مرگ و مردن تو خیلی از داستانها پررنگ بود؛ خب شاید منم مثل شما وقتی دیدم پویا منشیزاده برندهی جایزههای متعدد داستان کوتاه نویسی شده ترغیب به خوندن این اثر شدم؛ میتونم بگم قلمش خاص بود تو داستان نویسی و فضا سازی، خیلی راحت دستت را میگرفت و میبرد وسط روزمرگی آدمها که بعد بشینی فکر کنی قضاوت کنی شخصیتها را و لذت ببری از متنی که خوندی؛ از کتابهای مسیر خوان و خوشخوان بود..
قصهها و سوالاتی که مطرح میکنند و ذهن را به خود درگیر میکنند را دوست داشتم (به خصوص ۵ قصهی آخر را). اما حتی اگر مضمون قصهها را دوست نمیداشتم باز هم ۵ ستاره به دلیل نثر زیبا و روان و تشبیهات دلنشین نویسنده میدادم. پویا منشیزاده به طرز رشکبرانگیزی زیبا مینویسد و بیصبرانه منتظر اثر بعدی ایشان هستم.
امتیازم ۳ و نیم بود ولی با ارفاق ۴ میدم. برام جالب بود که یه نویسندهی مرد رمانتیک باشه و از اون مهمتر و بهتر توی چندتا داستان از زبان زنها بنویسه. نمیدونم چطوری بگم ولی یه جوری که انگار اول واقعاً متوجه موقعیت یه زن توی جامعهای مثل جامعهی ایران هست و بعد خودش رو جای یه زن گذاشته که بنویسه. بهترین داستان کتاب هم به نظرم «همهی کتهای آقای شریفی» بود.