این مجلد از یادداشتهای روزانه محمدعلی فروغی (ذکاءالملک) یادگاری است ارزنده مربوط به صد و پنجاه و یک روز از روزگار جوانی زندگی کسی که سراسر عمرش را به کارهای فرهنگی و اداری و سیاسی گذرانید. در این یادداشتها که فروغی آنها را در بیست و شش هفت سالگی نوشته است خواننده با مطالب متنوعی از جمله اطلاعاتی درباره خود و خویشان و افکارش، ذوق هنری، تالیف و خریدن کتاب، معاشران و پاتوقهایش، تمدن غربی و فرنگیمآبی مواجه میشود
محمد علی فروغی معروف به «ذکاء الملک دوم» از رجال و سیاستمداران و ادبا و دانشمندان ایران در سال ۱۲۹۴ ه– ق= ۱۲۵۴ ه– ش، در تهران متولد شد. پدرش محمد حسن که معروف به «ذکاء الملک اول» از ادبا و شعرای زمان ناصرالدین شاه قاجار است. جد اعلای این خانواده، از یهودیان بغداد بود که برای تجارت به ایران آمد و در اصفهان ساکن و مسلمان شد. به همین علت فروغیها به یهودی الاصل بودن، مشهور بودند. محمد علی در مدرسه دارالفنون به تحصیل علم پرداخت ولی قبل از تمام شدن این رشته، به ادبیات و فلسفه رو آورد و کم کم وارد خدمت دولتی شد که سال ۱۲۷۴ شمسی، علاوه بر تدریس در مدرسه علمیه و سیاسی، مترجم زبانهای فرانسه و انگلیسی در مراکز دولتی بود.
فروغی با عضویت در هیئت اعزامی به اروپا، ماموریتهایش از سال ۱۲۹۷ ش، شروع شده بود. یکبار از طرف وزارت دادگستری، عضو کمیسیون مطالعات در اروپا شد و چند سال هم، نماینده ایران در مجمع عمومی جامعه ملل بود و ریاست ۵۶ مین و ۵۷ مین شورای جامعه را به عهده داشت. او به خاطر فضل و حسن تدبیرش، نزد خارجیان معتبر بود. محمد علی فروغی در آذر ماه ۱۳۲۱ در سن ۶۷ سالگی در گذشت.
آثار محمد علی فروغی در آذر ماه ۱۳۲۱ در سن ۶۷ سالگی در گذشت. او به ادبیات فارسی و زبان فارسی، بسیار علاقمند بود و مخصوصا برای شعر، مقامی والا قائل بود. با وجود تمام کارهای رسمی و دولتی، مطالعه و تحقیق داشت و مخصوصا در زمانهای کناره گیری از کارهای سیاسی و دولتی تمام اوقات خود را صرف کارهای ادبی و فلسفی کرد و در همین زمینهها آثاری از اوست. از آن جمله بعضی کتب درسی، حقوق اساسی یا آداب مشروطیت، اندیشههای دور و دراز، پیام به فرهنگستان حکمت سقراط، آیین سخنوری، فن سماع طبیعی و… چند متن فارسی به اهتمام او تصحیح و طبع شده از جمله، رباعیات خیام، گلستان سعدی، زبده دیوان حافظ و….
محمدعلی فروغی این یادداشتها را در ایام جوانی نوشته. از معاشرتها، پاتوقها، کارها و البته وضع جسمانی خود میگوید. گاهی هم تحلیلی دربارهٔ اوضاع جهان و ایران ارائه میدهد. دو قسمت برای من جالب بود. اولی: پیگیری اخبار جنگ روسیه و ژاپن در ۱۹۰۵ میلادی که با پیروزی شگفتآور ژاپنیها به پایان رسید و پایههای رژیم تزاری بیش از پیش لرزید. دومی: مصاحبت با شیخ حسن که کتابفروش است و بسیاری از کتابها را در دکان خود دارد.
خاطرات پُرشماری در دورهٔ معاصر توسط افراد از طبقات گوناگون اجتماعی منتشر شده. اما کمتر آثاری به شیوهٔ "یادداشتهای روزانه" داریم. به نظرم این آثار صادقانهتر نوشته شدهاند. البته اهمیت خاطرهنویسی را انکار نمیکنم که مورد علاقهٔ خودم هم هست. نکتهٔ برجسته برای من چگونگی زیست روزمرۀ افراد است که امکان دارد برای بقیه جذاب نباشد. در کل خواندن این اثر به من نگاه دیگری از تاریخ داد که در کمتر اثری تا اکنون خواندهام.
یادم نمیاد کتابی تحت عنوان یادداشتهای روزانه ایرانی چیزی خونده باشم ولی این کتاب یکی از بهترین و جالبترین کتابهایی بود که در سال گذشته خوندم. یکی از دلایلی که خیلی با این کتاب ارتباط برقرار کردن اینه که فروغی این یادداشتها رو در سال 26-27 سالگیش نوشته. دقیقا تو سنی که من الان دارم روزگار میگذرونم. مقایسه روند فعالیتهای ادبی و شغلی فروغی با خودم برام خیلی زیبا بود و در واقع یه تلنگری بود تا تصمیم بگیرم برای آینده یه ذره برنامهریزی کنم. یه دلیل دیگه که این کتاب رو خوندنی میکنه، شرایط اجتماعی و فرهنگی و سیاسی جامعه است که توی یادداشتهای فروغی به خوبی بیان شده. بیشترین قسمتی که برام جالبه اینه که فروغی غذاهایی که در طول روز خورده رو نوشته :))) یه جایی از کتاب میرسیم به عیدنوروز که خواندنش همزمان شد با نوروز 1402 که باز هم همون بحث مقایسه پیش اومد تو ذهنم. در کل کتاب خیلی جالب و دوست داشتنیه.
محمدعلی فروغی سال 1294 قمری متولد شد و سال 1321 خورشیدی از دنیا رفت. او فرزند محمدحسین ذکاءالملک، فرزند یکی از تجارتپیشگان اصفهان و متخلص به «فروغی» بود. وی در ادامه حیات خویش لقب را از پدر گرفت و خود نیز ملقب به «ذکاء الملک» شد و نزدیک به سه دهه از رجال تراز اول تاریخ سیاسی ایران در سالهای 1300، 1310، 1320 و حتی بعد از شهریور 1320 که نخستوزیر شد، به شمار میرفت.
او و خانوادهاش از رجال معروف سالهای پس از مشروطیت شناخته میشوند. پدر او، از نخستین روزنامهنگاران ایران بود و روزنامه «تربیت» را منتشر میکرد. فروغی در کنار پدر فعالیت میکرد و بعدها مدرس مدرسه علوم سیاسی تهران شد که این خاطرات دقیقاً مربوط به همین دوران است، دورهای که او هنوز وارد عرصه سیاسی نشده بود و پست و منصبی نداشت.
کتاب خیلی خوبی بود برای شناختن ایشان.ضمن اینکه چشم اندازی از زندگی در عهد او را می نمایاند...اینکه مثلا حفظ بهداشت چقدر سخت بوده...استانداردها چقدر پایین بوده و چقدر کوشش میکرده اند که صحت تن را حفظ کنند. در اهمیت این موضوع همین کفایت میکند که در این سری از یادداشتها هر روز وضع مزاجی خود را یادداشت میکند که صبح و ظهر و شب چه خورده و آیا دردی در جایی از بدن دارد یا خیر و مناسبت آن فکر میکند چه باشد !