Jump to ratings and reviews
Rate this book

یک عاشقانه برعکس

Rate this book
کتاب یک عاشقانه برعکس مجموعه داستان های کوتاهی است از بزرگترین نویسندگان جهان که توسط "یاسر محبوب" ترجمه شده و از سوی نشر ایجاز روانه بازار کتاب شده است. نویسندگانی همچون گراهام گرین، اُ. هنری، سامرست موام، اسکار وایلد، جورج اورول، جیمز جویس و... که برای مخاطبان اهل مطالعه کاملا شناخته شده هستند. معیار انتخاب داستان ها، در عین مهم بودن، کمتر دیده شدن آنها نیز بوده است.

در مقدمه کتاب در بخش مسیر رشد و تحول داستان، به تفصیل در مورد تفاوت طرح و داستان توضیح داده شده که مخاطبان می توانند پس از مطالعه آن به خوبی به ماهیت و تم نوشتاری هر کدام از داستان های کتاب پی ببرند.
پشت جلد:
ن وظیفه منه. می خوام بهش یه شانس دیگه بدم.
- تو نمی دونی اون چه زنیه. بهت توهین می کنه.
-بذار توهین کنه. بذار تف تو روم بندازه. روح اون زن فاسده. وظیفه منه که از همه توانم برای نجات روحش استفاده کنم.
لحظه ای صدای خنده تمسخرآمیز آن زن بدکار در گوش خانم داویدسون به صدا در آمد.
- اما آلفرد اون خیلی دور شده
- بیشتر از لطف پروردگار؟
چشمان کشیش ناگهان روشن شد و صدایش آرام و دلپذیر.
- هرگز! یه گناهکار حتی ممکنه بیش از عمق جهنم در گناه غرق شده باشه اما کی گفته لطف پروردگار نمی تونه بهش برسه!
از متن داستان باران

287 pages, Paperback

Published April 1, 2018

Loading...
Loading...

About the author

یاسر محبوب

1 book1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
65 reviews
Read
May 9, 2019
مجموعه ای از داستان های کوتاه نویسندگان معروف جهان
با ترجمه خوب و روان
به خصوص داستان اول و سه داستان آخر را دوست داشتم
از متن کتاب:
از داستان "شلیک به یک فیل"
وارد کلبه شدم و جسد بیجان مردی را دیدم که روی گل ها پهن شده بود... تقریبا لخت...صورتش درون گل و لای زمین، گودالی عمیق و پهن درست کرده بود. روی شکمش افتاده و دست ها به حالت صلیب باز شده و سرش به شذت به سمتی چرخیده بود. صورتش آغشته به گل و خاک بود. چشم ها به سختی بازمانده و شکل دندان ها تصویری جانکاه از مرگی اسفناک را در ذهن متبادر می کرد. اصطکاک پای حیوان با پشت مرد، پوستش را ماهرانه، تمیز و کامل کنده بود، آنچنان که گویی کسی پوست یک خرگوش را کنده باشد.
Displaying 1 of 1 review