کتاب «سکته قبلی» اثر «محمد سهرابی» است. در توضیحات پشت جلد کتاب آمده است: «محمد سهرابی در نهم بهمن ۱۳۵۷ با گریه اعلام موجودیت کرد. در سال ۱۳۷۱ شعر را آغاز نمود، و همزمان گچکاری و لکهگیری را حرفهی خود قرار داد. او در سال ۱۳۸۸ دچار سکته شد و شاید بعدا نیز سکته کند. وی جایزهی نوبل ادبیات سال ۲۰۱۰ میلادی را طبق تشخیص داوران از آن خود نکرده است.» ناشر دربارهی کتاب آورده است: «سکتهی قبلی نوشته محمد سهرابی داستانی نیمهبلند است که با روی کردی طنز به مسائلی اجتماعی میپردازد. راوی این داستان همان شخصیت اصلی است که گویا همان محمد سهرابی است. این از شواهد و قرائنی که در کتاب ذکر شده است پیداست. او که قبل از نوشتن این داستان به ویراستاری اشتغال دارد، از این شغل به گچکاری و لکهگیری تعبیر میکند و قائل است که ویراستاران گچکارانی هستند که عمارتهای معماران را لکهگیری و سفیدکاری میکنند. او در داستان به این نکته اشاره میکند که ویراستاران نیز میتوانند به نویسندگی روی بیاورند..» ان کتاب را انتشارات «نیستان» منتشر کرده است.
اول از همه وقتی اسم نویسنده کتاب رو میگی همه با تعجب میپرسن محمدسهرابی؟ همون که شاعره؟ رمان نوشته؟ همه از اینکه یک کسی که همه فکر میکنن شاعره رمان نوشته تعجب میکنن! اما وقتی خود سکته قبلی رو بخونن قطعا به اینکه واقعا این محمد سهرابی همون محمد سهرابی معروف، همون شاعر آئینی باشه شک میکنن خود من بارها به جلد کتاب به اسم نویسنده نگاه کردم که مطمئن بشم خودِ خودشه! چرا انقدر تعجب میکنی موقع خوندن؟ بخاطر ادبیات کتابه! خب با خودت کنار میای محمدسهرابی کتاب طنز نوشته! ولی قطعا با اون مدل نوشتاری نمیتونی کنار بیای پر از تیکهها و نوشتههایی که گاهی فحش داره. گاهی شوخیهای یکم بیادبی. در کل سکتهی قبلی بنظرم کتاب خیلی خوب بود هرچند به محمدسهرابی نمیخورد حرفها و نقدهایی داشت درمورد ما آدمای امروزی که بیشترمون تکلیفمون با خودمون مشخص نیست! درمورد سبک زندگی و خیلی چیزای دیگه! ازش چندتیکهای استوری گذاشتم دیدین همونی که سرظهر گذاشتم مخصوصا، که گفتم سرکلاس باهاش بلند خندیدم. من که میگم بخونیدش هرچند اگر تصوراتتون درمورد محمدسهرابی خطخطی بشه حتی شما دوست عزیزی که خیلی مودبی .. بخونش ;)
امروز این کتاب اتفاقی تو کتابفروشی دیدم و ذهنم کشیده شد به چند سال پیش، ترم 1 کارشناسی و کلاس زبانفارسی؛ استاد اون ترم برای هر دانشجو یک کتاب مشخص کرد که بخونه و خلاصش کنه و "سکته قبلی" هم سهم من شد خوندنش به غایت برام سخت بود هم به خاطر اجباری بودنش هم اینکه نویسنده سعی کرده بود طناز باشه و من خیلی با طنزش ارتباط نمیگرفتم اما تجربه خوندن "پرتاب فیل" باعث میشه نتونم به این کتاب انقدرها هم سخت بگیرم ;))