پرفسور رابرت اگنر در کتاب «گزیده آثار راسل» اعتقادات و افکار راسل را جمعآوری کرده تا مخاطب بتواند با مطالعه این کتاب با افکار و عقاید این فیلسوف بزرگ آشنا شود. اگنر برای نگارش این کتاب چهل و یک عنوان کتاب و هفت مقاله راسل و همچنین سخنرانی وی به هنگام دریافت جایزه نوبل را مورد بررسی قرار داده است. کتاب «گزیده آثار راسل» مشتمل بر شش فصل اصلی با موضوعات روانشناسی، دین، اخلاقیات، زناشویی و امور جنسی، آموزش و سیاست است. در این مجموعه به یکی از عقاید آشکار راسل در باب برابری تمام انسانها فارق از نژاد، رنگ و جنسیت نیز پرداخته شده است.
این کتاب صوتی را می توانید از سایت های آوانامه و آدیولیب دریافت کنید: AvaNameh.com AudioLib.ir
کتاب در شش فصل با عناوین روانشناسی، دین، امور جنسی و ازدواج، آموزش، سیاست و اخلاقیات تنظیم شده و آنچنان فلسفهی راسل رو شامل نمیشه. در واقع بریدههایی است از عقاید مرتبط با مسائل اجتماعی راسل که رابرت اگنر از آثار مختلف راسل استخراج کرده. کتاب جالب و فکربرانگیزیه و گرچه بخشی از نوشتهها حال و هوای سالهای خودشون رو دارند همچنان از موضوعیت نیفتادهاند. با تمام این تفاسیر خوندن ترجمهی این کتاب رو خیلی پیشنهاد نمیکنم. ترجمه اکثراً نامفهوم نیست و تا حدی نثر طعنهآمیز راسل رو هم منتقل کرده اما به هیچوجه دلچسب و شستهرفته و تمیز نیست.
بحثهای ریاضیاتی، معرفتشناسی، منطقی و فنی راسل در این کتاب غایبند. هر چه هست عقاید اجتماعی راسل است پیرامون انسان، زندگی، جامعه و جهان امروز. موضوعات بسیار متنوعاند: قدرتطلبی و هیجانطلبی انسان، جنگ، ازدواج، مسائل جنسی، تابوها، بمب اتمی و آیندهی بشر، صلح، علم، گناه، دین، جزمیات و غیره. این مطالب به صورت بندهای گزینشده از آثار مختلف راسل در قالب بخشبندیهای موضوعی با مقدمهای کوتاه میآیند.
اگر میخواهید راسل فیلسوف را بشناسید، با این کتاب صرفاً کمی با روحیهی فلسفی او آشنا میشوید. ولی اگر میخواهید راسلِ برندهی جایزهی ادبی نوبل با قلمی شوخطبع و برنده، روشنبین و روشنفکر، ضد دین و جزمگرایی، فعال اجتماعی و غیره آشنا شوید، این کتاب میانبر مناسبیست.
فارغ از تمایلات مطالعاتی، فکر میکنم باید راسل دوم هم شناخت. چرا که عمدتاً شخصیت و فعالیتهای همین راسل دوم است که وی را در میان عموم تبدیل به یک «چهره» کرده است. شاید بتوان با لطف فراوان به سلبریتیها، راسل را یک سلبریتی وزین نامید.
شهرت، انگیزه و محرکى است که نیروى بالقوه عظیمى دارد. همه کسانى که با بچهها سر و کار دارند، مىدانند آنان چگونه پیوسته به شیوهاى غریب رفتار مىکنند و مىگویند: "به من نگاه کن." «نگاه کن به من»؛ یکى از خواستههاى اساسى قلبى بشر است و این خواسته مىتواند شکل و شمایل بسیار متفاوتى به خود بگیرد؛ از دلقکبازى و لودگى گرفته تا تلاش براى شهرت بعد از مرگ. کشیشى از یکى از شاهزادههاى عصر رنسانس ایتالیا که در حال احتضار و در بستر مرگ بود، پرسید آیا چیزى وجود دارد که از جهت آن احساس پشیمانى کند و آن شاهزاده پاسخ داد: "آرى. یک چیز وجود دارد. یک بار امپراتور و پاپ هر دو در یک زمان به قصر ما آمدند و من آنان را به فراز برج قصر بردم تا از آنجا مناظر پیرامون قصر را تماشا کنند و من قصور ورزیده از این فرصت استفاده نکردم تا هر دوى آنان را از آن بالا به پایین اندازم تا شهرت جاودانه پیدا کنم." تاریخ سکوت مىکند که آیا آن کشیش به او رستگارى داده است یا نه.