اینک پایان جهان فرا میرسد!... میآید، نزدیکتر میشود و من در واپسین قدمهای جلجتایم در انتظارم؛ در انتظار این پایان. من که هیولایی کوچکم؛ ایستاده بر دو پای خویش. من که یکی از شمایم، یکی از شما هیولاهای کوچک ایستاده بر دو پای خویش؛ در آخرین دور این جهان. و در این آخرین دور، چه کسی میداند باید به کدامین سو چرخید؟...
محمد چرم شیر (زاده ۱۳۳۹ تهران) نمایشنامه نویس و مدرس تئاتر است. او دانش آموخته رشته ادبیات نمایشی در سال ۱۳۶۶ از دانشگاه تهران است. محمد چرمشیر بیش از صد نمایشنامه نوشته است. وی پنجاه و چهار نمایشنامه چاپ شده داردو نمایشنامه هایش به زبان های انگلیسی آلمانی و فرانسوی ترجمه و در کشورهای ایران، آلمان، انگلستان، فرانسه، ایتالیا و آمریکا اجرا شده اند.
" ... به یقین میگویم همهی آنچه را که ساختهایم، اینک به دست ویرانیست. چرا که دجال بر زمین نازل شده است. من کابوس او را دیدهام؛ او با من، سخن گفته است. دجال اینک خود را در میان همهی شما و من تقسیم کرده است. دیگر منتظر آمدن دجال نباشید. او همین حالا، میان شما و من است؛ اینجا، روی زمین. دجال آبکی، خرد و خمیر که به پارهها و دانههای ریز بدل شده است. دجال اینک در هر یک از ما مسکن گزیده است؛ در من، در شما. دجال خودش را به خورد همهی شما و من داده است؛ و به همین دلیل است که دیگر وجود ندارد. و از همین روست که باید همهچیز در آتش بسوزد؛ همهچیز تا به آخر. تمام کثافتها و پلیدیها؛ و تمام گناهان... "