دوستانِ گرانقدر، این دفتر از 86 شعر تشکیل شده است که به انتخاب، ابیاتی از آن را در زیر برایِ شما ادب دوستانِ گرامی مینویسم --------------------------------------------- شده ام وا زده از جنگِ درونم اِی دوست خسته دیگر از شب من چه تنها شده ام. میبینی؟ با چه وحشت در راه گام بر میدارم هیچ کس با من نیست ********************************* کاش این رود که در درّه به خود می پیچد بی قراریِ مرا هم با خود تا دلِ تیرهٔ دریا می بُرد در دلِ تیرهٔ دریا می ریخت ********************************* تا مگر در بغلِ خود گیرم سایه ام را که به دیوارِ اتاقم لرزید می گشایم آغوش می دوم، امّا شمع می شود از نفسِ بادِ پگاهان خاموش سایه ام می میرد ********************************* دشمن نگاه کن که چه پیروز شد فاسد شدیم، فاسدِ فاسد، به جانِ دوست در خویش مرده ایم دیگر به فکرِ آنچه که باید بود ما نیستیم حتی تمامِ خاطره ها را از یاد برده ایم دشمن یقین همین را می خواست ********************************* می توان بسیار آسان تن به خفت داد می توان هم، دل به دریا زد من نهیبی میزنم بر خویش من نهیبی میزنم بر دیگران آنگاه نا امیدی در جهان، ارزانیِ آنان که می خواهند من امیدم را زِ کف هرگز نخواهم داد میزنم دل را به دریا، هرچه بادا باد ********************************* در دلم دلهره از جنگی هست که پس از آن انسان باز با عصرِ حجر بر این خاک قرن ها فاصله را خواهد دید دلهره بارِ دیگر امروز مشتِ خود را به درِ خانهٔ قلبم کوبید --------------------------------------------- امیدوارم این انتخاب ها را پسندیده باشید «پیروز باشید و ایرانی»