کتاب خاطرات سیاسی قوامالسلطنه که به کوشش غلامحسین میرزا صالح و به همت نشر معین منتشر شده، دربرگیرنده وقایع مهمی از تاریخ ایران است به قلم خود او. خاطراتی خواندنی که به لحاظ سندیت تاریخی و پرداختن به نکاتی که تاکنون مبهم بودند، بسیار ارزشمند هستند.
این خاطرات سال ها بی آنکه اطلاعی از آن در دست باشد، نزد یکی از قوام باقی بوده که سرانجام به دست غلامحسین میرزا صالح رسیده و او نیز این یادداشت ها را در خاطرات سیاسی قوام السلطنه تدوین کرده است.
کتاب حاضر شامل خاطرات قوام در دوره دوم و سوم نخست وزیری اوست؛ یعنی سال های دهه ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ که ایران گرفتار حزب بازی، کمونیست بازی، از بین رفتن آدم ها و شخصیت ها و شعارهای مختلف است، درباره این دوره منابع و مطالب جدی کمی وجود دارد. بنابراین خاطرات قوام تنها سندی است که از آن دوره به جامانده، یادداشت هایی که تابه حال منتشرنشده بودند.
این خاطرات به ماجرای دموکرات های آذربایجان و مذاکرات قوام السلطنه با استالین و دیگر نمایندگان روس ها و... می پردازد و به طورکلی مطالب آن مهم ترین اسناد این دوره تا ماجرای تیرماه ۱۳۳۱ و بلوای این سال هستند که به کناره گیری قوام انجامید.
قوام از نظر من مرد با بصیرت و کاردان و وطن پرستی بوده، خاطراتش هم از این نظر برام جالب بود که ببینم چه طرح ها و نقشه هایی رو به خصوص برای باز پس گیری آذربایجان اجرا کرده.
کتاب اطلاعات بسیار جالبی داره از دوران بحران آذربایجان، مخصوصا هفتاد صفحه اول که مقدمه است و توضیحات لازم رو برای خوندن کتاب داده. به نظرم این کتاب همراه با خواب آشفته نفت، حلقه دوم، جلد اول می تونه کمک بسیار خوبی بکنه برا آشنایی با دوارن اوساط تا اواخر دهه 20. نکته ای که کتاب خیلی واضح مشخص می کنه و البته قوام هم خیلی رک و راست در موردش حرف زده سیاست ورزی قوام هست که چطور از امکاناتی که در اختیار داشته از جمله دولت های خارجی مثل آمریکا، دوستان، دشمنانی مانند حزب توده و البته قول امتیاز نفت شمال به شوروی استفاده کرده تا به مقصود خودش که نجات آذربایجان باشه برسه. الحق که قوام یکی از تاثیرگذارترین شخصیا های ایران بوده که تونسته ایران رو در اون دوارن بحران نجات بده.
در مورد خود کتاب باید بگم که فکر می کنم انتشارات معین یک ویراستار هم نداره که کتاب رو از نظر غلط های فاحش دستور زبانی و نگارشی تصحیح کنه. حتی جاهایی از کتاب تاریخ های اشاره شده درست نیستن. این اشتباه اونقدر اشکار هست که حتی توالی وقایع در کتاب نشون می ده تاریخ های بیان شده اشتباه هستن.
کتاب خوندنی در خصوص حوادث عجیب و سرنوشتساز دهه ۲۰. قسمتهایی که نظرش رو خیلی رک در خصوص چهرههای سیاسی اون بازه بیان میکنه هم جالبه. قوام رو نه میشه سیاه دید، اونطور که منتقدانش میگن و نه میشه سفید دید، اونطور که خودش در این یادداشتها مدعیه، اما بدون شک یکی از سیاستبازای قهار تاریخ معاصر ایرانه که هم به بحران عدم خروج ارتش شوروی و ماجرای نفت شمال پایان داد، هم به غائله پیشهوری و جداییطلبیهای اون برهه. ضمنا در خصوص احمد آرامش، از شخصیتهایی که جزو کابینه قوام بود و در حزب دموکرات ایران هم صاحب سمت بود، جالبه بدونید که بعدها در کودتای ۳۲ نقش ویژهای داشت و گفته میشه که رابط بین کودتاچیا و روزولت بود و حتی تقسیم پول و روانه کردن دستجات برای تظاهرات هم به عهده او بوده. سرانجام ارامش البته عجیب بود. بعد از کودتای ۳۲، در دولت شریفامامی وزیرمشاور و بعدتر قائممقام نخست وزیر در سازمان برنامه شد، اما افشاگریها و نطقش علیه ابتهاج دردسرساز شد. مدتی بعد هم او خواستار تغییر رژیم شد و طبیعتا بازداشت شد. آرامش ابتدا به اعدام محکوم و با تخفیف، ۷ سال در زندان بود. با وساطت شریفامامی سال ۵۲ از زندان آزاد شد، اما در یکی از پارکهای تهران هدف گلوله مامورا قرار گرفت و کشته شد(از کتاب دکتر عاقلی) "آقایان!وطنپرستی خیلی از اوقات حکم میکند انسان به محرومیتهایی تن دهد؛ من که مسئولیت سرنوشت۱۵میلیون بیگناه را به عهده داشتم تشخیص دادم که برای اغراض شخصی چند نفر انگشتشمار نمیتوان مملکت را تسلیم به سرنوشت موهوم و خطرناک کرد." از متن کتاب
کتاب خوبی بود ولی متأسفانه خیلی خلاصه بود. به نظرم نحوه آزادسازی و نجات آذربایجان رو کامل بهش اشاره نکرده بود. کلا به ۲ یا ۳ سال از زندگی قوامالسلطنه نپرداخته و حتی روابطش با دربار در دوران نخستوزیری رو بازگو نکرده. با تمام اینها، باز هم کتاب خواندنی و خوبی بود و تعصب ملی، وطن پرستی و سیاست درست این بزرگمرد رو نشان داده بود