اگر نگاهی به تاريخچهی ايران بيندازيم درمیيابيم كه تاريخ هم نظر لطفی به نمايشنامه و نمايشنامهنويسان نداشته است. بياضنويس بوديم تقليدنويس شديم و در لطفآميزترين عنوان، مجلسنويسمان خواندند. از تقليد و تقليدنويسی تا دست يافتن به عنوان نمايشنامهنويسی حقارتها به جان هموار كرديم تا توانستيم شأن نمايشنامه را به فرهنگمداران و صاحبان كرسیهای فرهنگی ثابت كنيم و سهم اندكی از صفحات تاريخ هنر ايران را به دست آوريم و در رديف اهل ادب و ادبيات ايران بنشينيم. ما فهرست نمايشنامهنويسان را ارزان به دست نياوردهايم.
نمره اصلی من به این کتاب در حقیقت چهار ستاره و نیم هست که در احترام به شخصیت نویسنده اش پنج ستاره دادم اون نیم ستاره ای که کم کردم هم بیشتر به خاطر منسجم نبودن چفت و بست روایت هاست وگرنه نمایشنامه های جمع شده در این کتاب بسیار خواندنی هستند
نمایش اول، شب بیست و یکم رو خیلی دوست داشتم کلا نمایش جالب و خوندنی بود و پایانش بشدت شوکهام کرد و باعث شد خیلی دوسش داشته باشم. اما نمایشهای دوم و سوم چنگی به دل نزدن و حوصلهام سر رفت و جذابیت خاصی هم برای من نداشتن.
در واقع این امتیاز را به نمایشنامه اول و دوم دادم.نمایشنامه سوم نه از گیرایی و کشش آن دو برخوردار بود و نه پایانبندی درخوری داشت.عنوان «آنها مأمور اعدام خود هستند» و خطابه پایان کار،از این نمایشنامه اثری شعاری ساخته بود که چندان به دلم ننشست
اولین تجربه من از خوندن نمایشنامهای از محمود استادمحمد بود. این سه نمایشنامه هر سه با محوریت معضل اعتیاد و زندانیهای جرایم مربوط به اعتیاد هستند و البته تلخ و تاریک. هر چند تنها چیزی که میتونه دوره زمانی این نمایشنامهها رو مشخص کنه، حضور پررنگ زندان قصره، اما در کل به نظر میاد که داستانها در حدود دهههای ۴۰ و ۵۰ در حال رخ دادن هستند. قلم نویسنده به خودی خود چندان برام ویژگی خاص و جذابی نداشت و حتی گاهی چنان غرق در شیوه گفتار و منش لوطی مآبانهی شخصیتها میشد که درکش برای خواننده امروزی سخت به نظر میرسه -البته دلیل اون نزدیکی کامل با فضای زندان و قشر کوچهبازاری از طریق تجربیات شخصی آقای استادمحمده. تعدد شخصیتها و ذکر جزئیات صحنهپردازی در خلال متن هم گاهی موجب سخت شدن دنبال کردن نمایشنامه و افتادن ریتم خوانش میشد. اما در هر صورت دغدغههای اجتماعی نویسنده، ارائه تصویر دقیق از فضای افراد و روایت جذاب و با کشش مناسب از نکات بارز این نمایشنامههاست -که ظاهرا جزء برترین نمایشنامههای استادمحمد دستهبندی میشن، مخصوصا «شب بیست و یکم» که با بازی خسرو شکیبایی روی صحنه رفته. جالبه که استادمحمد نمایش «آنها مامور اعدام خود هستند» رو با زندانیان تمرین کرد و ۴۵ شب در تئاتر شهر اون رو با بازی زندانیهای واقعی به صحنه برد.
ضمنا من کتاب رو از فیدیبو خوندم که تجربه خوبی بود، اما اشکالاتی هم در صفحهبندی متن الکترونیکی شده وجود داشت.
نمایشنامه های شب بیست و یکم و قصص القصر بد نبودند ولی نمایش آنها مامور اعدام خود هستند خیلی کلیشه ای بود سطح خشونت تو دو تا نمایش نامه اول هم چیزی بود که من تا حالا تو نمایش نامه های ایرانی ندیده بودم