آنچه درفکر نخبه فنی مهاجرت کرده به کانادا می گذرد. بدون انکاروآغراق..سرراست و خوشخوان. طنز وملال. سرخوشی، ناامیدی، وسواس فکری ،فرار..سبکی ازبارهستی..همه نوشته های نورپناه بسیاربرایم ملموس و عینی است.
داستان پسری دانشجو که بخاطر تحصیل به خارج از کشور میر دچار روزمرگی و ملال میش نکته داستان وابستگی به ظواهر زندگی و گذاشتن نقاب به چهره است که عینک دودی برای او این کار انجام میداد و وقتی از دستش داد دوباره خودش پیدا کرد و نقاب از چهره برداشت و خود واقعیش نشون داد ، دیوونه 😂 https://taaghche.com/book/16249
انسانها برای تنهایی ساخته نشدن. شاید نتونن با هر کسی دمساز بشن، ولی همه دست کم یک نفر رو نیاز دارن که بهش احساس تعلق داشتهباشن. شاید این مفهوم اصلی این داستان بود. شاید عینک دودی برای شخصیت اصلی تبدیل به یک رفیق شدهبود توی غربت و تنهایی.