این کتاب بازنویسی کتاب کلیله و دمنه به روایت مژگان شیخی، برای گروه سنی کودک و نوجوان است که در آن قصههایی از مرغ ماهیخوار حیلهگر، شیر و خرگوش دم سیاه، لاکپشتی در آسمان، زبرا و دوستانش، مرد جهانگرد و مار خطخطی، موشی که دختر شد، چشمهای که مال ماه بود و ... آورده شده است مهمترین هدف تألیف کتاب این است که کودکان با شاعران و نویسندگان بزرگ فارسی آشنا شوند
روزنامهنگار، نویسنده و مترجم مژگان شیخی در چهارم فروردین ماه سال ۱۳۴۱ در تهران متولد شد. او دانش آموخته رشته مترجمی زبان انگلیسی در مقطع لیسانس می باشد. از سال ۱۳۶۳ با نوشتن داستان «بلبل نوک طلا و باغ آرزوها» کار نویسندگی و داستاننویسی را آغاز کرد.
خب کتابی که من خوندم دقیقن خود این کتاب نبود. یک کتاب مشابهی بود که تقریبن همین قصه های کلیله و دمنه را انتخاب کرده بود. راستش من اینرا جزو ادبیات کودک خواندم به این معنی که حالم را بهتر کند. حالم بهتر نشد که هیچ،از بعضی از نتیجه گیری های به ظاهر خوب اما در اصل احمقانه ی کتاب حرصم گرفت. دیدم چطور در کودکی این همه تبلیغ تعلیمی بودن این کتابها را کرده اند و چه چیزهای ابلهانه ای یاد ما داده اند. فکرش را بکنید که توی یک داستان موضوع این بود که بچه ی شیر شکار دیگر جانوران شده بود و عاقلی او را پند داد که ای شیر از بس تو گوشت دیگر حیوانات را خورده ای حالا بچه ی تو هم خورده شده! شیر گفت پس من از این به بعد میوه می خورم! عاقل گفت میوه ها چه گناهی دارند؟ پس این چنین شد که شیر از آن پس چیزی نخورد و فقط خدا را عبادت کرد. پ.ن: احتمالن نویسنده یادش رفته بنویسه پس از آن شیر با فتوسنتز کردن به زندگی ادامه داد! پ.ن2:ما هیچ...ما نگاه!