Jump to ratings and reviews
Rate this book

مسیحیان علیه هیتلر

Rate this book
Describes Christian resistance to Hitler's Third Reich, including several who went to their deaths.

152 pages, Paperback

First published January 1, 1962

1 person is currently reading
9 people want to read

About the author

Edwin H. Robertson

63 books6 followers
Edwin Hanton Robertson was a minister, theologian, broadcaster, and author. He published dozens of books, mostly related to Biblical studies, but also on the work of German philosopher and theologian Dietrich Bonhoeffer.

Robertson began his career as a pastor in London and St. Albans before and after World War II. He then served as the head of religious broadcasting for the BBC. In 1956, he traveled the world as a representative of the United Bible Societies. He then managed the World Association for Christian Communication. In 1971 he returned pastoring in Paddington, then later in Hampstead, where he continued to preach until shortly before his death at the age of ninety-five.

Robertson received an honorary doctorate in divinity from the Archbishop of Canterbury.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (16%)
4 stars
3 (50%)
3 stars
2 (33%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for KamRun .
398 reviews1,623 followers
February 13, 2019
من کیستم؟ این یا دیگرى؟ آیا امروز این شخص هستم و فردا شخصى دیگر؟ یا هر دوى اینها؟ یک دورو و متظاهر در برابر دیگران و آدمى ضعیف و غمگین و خوار نزد خودم؟ من کیستم؟ اینها مرا ریشخند مى‌کنند، این است پرسش‌هاى تنهایى من. اما هرچه و هر که باشم خدایا تو مى‌دانى که تنها از آنِ توام، از آنِ تو - دیتریش بونهافر - دست‌نوشته‌های پیش از اعدام


عموما وقتی صحبت از هسته‌های مقاومت آلمانی علیه رژیم نازی می‌شود، جنبش‌های پارتیزانی و مقاومت‌های پراکنده در گتوهای یهودیان پیش چشم می‌آید. هرچند این جنبش‌ها نقش قابل توجهی در مبارزه با نیروهای نازی داشتند، اما این تمام ماجرا نیست. روی دیگر سکه، اپوزیسیون داخلی به رهبری کلیسای معترف آلمان است که از جلسات کتاب‌مقدس‌خوانی شروع و به کودتای 20 ژوئیه و بمب‌گذاری در آشاینه گرگ منجر شد. این کودتا اگرچه با شکست و اعدام بسیاری از شخصیت‌های برجسته‌ی آلمان و کلیسای معترف همراه بود، اما این پایان کار کلیسای معترف نبود. به مدد فعالیت‌های الهیاتی و خدمات داوطلبانه برای بازسازی آلمان پس از جنگ، این کلیسا به جریان اصلی مسیحی آلمان و احیا کننده‌ی تمام کلیساهای دنیا منجر گشت
کتاب به صورت اجمالی به شکل‌گیری جنبش مسیحیان معترف و چگونگی دگردیسی آن از یک جنبش دینی صلح‌طلب به اپوزیسیون برانداز و مسلح در قلب رژیم نازی می‌پردازد. البته نویسنده به ذکر روند تاریخی وقایع بسنده نکرده و در هرکجا که لازم بوده مقداری هم در تحلیل و ریشه‌یابی الهیاتی ماجرا پرداخته. با این وجود کتاب تنها از جنبه‌ی تاریخی دقیق و خواندنی است و برای بررسی دقیق بن‌مایه الهیاتی این جنبش و رویکرد عهد جدید به مبارزه با ظلم باید به کتب دیگر مراجعه کرد. در این زمینه رجوع شود به کتاب مسیحیت و اعتراض در سدۀ بیستم؛ از دیتریش بونهوفر تا دزموند توتو
کتاب به‌طور ضمنی بر این نقطه‌ای اخلاقی و الهیاتی دست گذاشته که وظیفه‌ی کلیسا در قبال مواجهه با ظلم و همچنین وطن چیست؟ آیا کلیسا باید دخیل در امور سیاسی باشد؟

نخست - همه چیز از جلسات کتاب‌مقدس‌خوانی شروع شد

چگونگی شکل‌گیری کلیسای معترف. این کلیسا نخست جنبشی کاملا مذهبی در جهت مقابله با بدعت‌گذاری، دخالت حکومت در امور دینی و نهایتا استفاده ابزاری هیتلر از مسیحیت بود. در آن زمان با پشتیبانی مستقیم هیتلر و دخالت حزب نازی در امور کلیسایی، کلیساهای دست‌نشانده‌ی حکومت تحت عنوان مسیحیان ژرمن در ظهور کرد. کلیسای ژرمن علاوه بر آنکه بشدت قائل به تبعیض نژادی بود، تمایل به حذف عهد عتیق از کتاب‌مقدس و بطور کل بازنویسی و ایجاد کتاب‌مقدسی جدید داشت. علاوه بر این، کلیسای ژرمن با اعلام اینکه زمان در هیتلر به کمال رسید، به نوعی آخرالزمان را اعلان کرده بود و در واقع هیتلر را همان منجی موعود می‌دانست. در مقابل، آن بخش از روحانیت پروتستان آلمان که در مقابل دستورات هیتلر سر خم نکرده بود به تشکیل جبهه‌ای واحد عنوان کلیسای معترف و انجمن اضطراری برادران دست یازید. هسته‌ی اولیه‌ی این جنبش جلسات سه بخشی خوانش کتاب‌مقدس بود، بدین صورت که کشیشان اول قسمتی از کتاب‌مقدس را می‌خواندند، سپس آن را تفسیر کرده و در نهایت آن را با مسائل روز تطبیق می‌دانند.

دوم - از جنبشی مذهبی تا اپوزیسیونی سیاسی

همانطور که پیش‌تر اشاره کردم هدف اولیه‌ی کلیسای معترف صرفا مذهبی بود. آن‌ها در آغاز حتی به اعلامیه‌ی آرایی که کلیساها را ملزم به اخراج مسیحیان یهودی از کلیسا کرده بود، اعتراضی نکردند. خواسته‌ی آن‌ها در وهله‌ی نخست کاملا در چهارچوب قانون بود و ریشه‌ی الهیاتی داشت. با گذشت زمان حزب نازی سخت‌گیری و شدت عمل بیشتری در برخورد با مسیحیان معترض نشان داد و موضع کلیسا هم به مرور سخت‌تر گشت. این بخشی از جلسه‌ی گفتگوی هیتلر و سران کلیسای معترف است
نیمولر در نهایت گفت کارهای او مقصودی ندارند جز خیر کلیسا، حکومت و مردم آلمان. هیتلر به تندی پاسخ داد حواست به همان کلیسا باشد، هیتلر با عصبانیت گفت من مراقب مردم آلمان هستم. در پایان جلسه نیمولر در هنگام خداحافظی و در گفتگویی رودررو با هیتلر گفت: جضرت صدراعظم، لحظاتی پیش فرمودید من مراقب مردم آلمان هستم. باید بگویم ما مسیحیان و مردان کلیسا نیز در برابر مردم آلمان مسئولیتی داریم. این مسئولیت را خداوند بر عهده‌ی ما گذاشته و نه شما و نه هیچ کس دیگر در این عالم نمی‌تواند آن را از ما باز پس گیرد

نیمولر که از رهبران کلیساهای معترف بود مدتی بعد بازداشت و کشته شد. بدین طریق تقابل میان مسیحیان معترف و مسیحیان ژرمن سخت‌تر و تبدیل به صحنه‌ی تقابل تمام‌عیار میان اپوزیسیون واحد و رژیم نازی شد

سوم - باز هم خیانت انگلستان

نویسنده‌ی کتاب فردی انگلیسی‌ست، اما خود بارها در طول کتاب رهبران وقت بریتانیا را شماتت و متهم می‌کند. دولت بریتانیا یک بار پیش از جنگ و یک بار در طول جنگ موقعیت خاتمه‌ی فوری جنگ و دستگیری هیتلر را داشت، اما سیاست‌مداران وقت بریتانیا خواهان نابودی کامل آلمان بودند. بنا بر اسناد موثق، کلیسای معترف دو بار به طور رسمی درخواست مذاکره با دولت‌های متفق به رهبری بریتانیا را می‌کند. خواست کلیسای معترف که نماینده‌ی اپوزیسیون قدرتمند و یکپارچه‌ی درونی محسوب می‌گشت، اعلام آتش‌بس با آلمان و توقف جنگ، بلافاصله پس از کودتا و دستگیری هیتلر بود، این درخواست بار نخست مورد توجه قرار نگرفت و در بار دوم در سال 1441، شروط نمایندگان اپوزیسیون توسط سیاستمداران انگلیسی رد شد. متفقین به سقوط رژیم نازی رضایت نمی‌دادند، بلکه خواستار سقوط آلمان بودند. در نتیجه کلیسا راهی نیافت جز اینکه خود مستقیما به مبارزه با رهبران حزب نازی اقدام کند

چهارم - آن‌ها همگی رفتند

در نهایت با بالاگرفتن نارضایتی در ساختار حزب نازی، بخصوص میان ژنرال‌های نظامی، برنامه‌ی کودتا و قتل هیتلر پایه‌ریزی شد. اپوزیسیون در قدم اول تمایلی به حدف فیزیکی هیتلر و دیگر سران نازی نداشت، اما با توجه به لایه‌های حفاظتی و موانع متعدد، امکان دستگیری هیتلر وجود بسیار بعید می‌نمود. از این رو قرار بر حذف فیزیکی هیتلر، هیملر و تمام سران ارشد حزب نازی شد. برنامه‌ی کودتا بسیار دقیق و وسیع شده بود و علاوه بر ترور هیتلر، شامل دستگیری و اعدام نظامی دیگر رهبران حزب نازی، فرماندهان نظامی و دستگیری نیروهای وفادار به هیتلر می‌شد. با این وجود کودتا با شکست مواجه شد و هیتلر به‌طور معجزه‌آسایی نجات پیدا کرد. پس از این واقعه افراد سرشناس بسیاری دستگیر و به جوخه‌ی اعدام سپرده شدند. جمله‌ی نویسنده در پایان این فصل بسیار دردآور است: آن‌ها همگی رفتند

مذهب به مثابه‌ی ابزار رهایی ستمدیدگان

جنبه‌ی ظلم‌ستیز مذهب و توانایی آن در تهییج و متحد کردن قوای توده‌ی مردم از دیرباز مورد علاقه‌ی من بود، بخصوص پس از آشنایی با الهیات رهایی‌بخش آمریکای لاتین و قابلیت تقریر مارکسیستی و انقلابی از آن. یکی از موارد مهم در تاریخ مسیحیت اعتراضی، نمونه کلیسای آلمانی بوده که در مقابل رژیم نازی ایستادگی کرد. در واقع کلیسایی که در مقابل ظلم سکوت کرده و پناه مظلومان نباشد به چه کاری می‌آید؟

تا وقتی که کلیسا در برابر هرآنچه رخ می‌دهد ساکت است، اصلا چه فرقی می‌کند که درهای تمام کلیساها باز باشد یا بسته؟ - فرانتس یگرشتتر

چند چالش اخلاقی

با سخت‌تر شدن وضعیت کلیسای معترف در آلمان، این سوال برای مسیحیان پیش آمد که وظیفه‌ی دینی و اخلاقی آن‌ها مبارزه با هیتلر است یا سکوت در برابر او؟ چالش‌هایی از این دست هنگامی به اوج خود رسید که آلمان با متفقین وارد جنگ شد و تعدادی از اعضای جنبش معترف خواهان پیوستن به ارتش و دفاع از وطن در مقابل کشورهای دیگر بودند و کلیسا باید به این پرسش پاسخ می‌داد. آیا کلیسایی که در موضع ضعف قرار داشت و جان و مال خود را بخاطر رهایی کشور و مردم از ظلم فدا می‌کرد وطن‌پرست بود یا سربازانی که برای هیتلر می‌جنگیدند و به این طریق خواسته و ناخواسته در جنایت‌های او شریک می‌شدند؟ (این تنها چالش کلیسا نبود. فیلدمارشال رومل، فرمانده‌ی افشانه‌ای ارتش آفریقا که بعد از شکست کودتا بدستور هیتلر اعدام شد نیز با پرسش‌هایی از این دست روبر بود. او که از وفادارترین فرماندهان هیتلر بود به این نتیجه رسیده بود برای نجات آلمان، باید هیتلر را سرنگون کرد) انتخاب کلیسا روشن بود. کلیسای معترف با بازتعریف مفهوم وطن و میهن‌پرستی به هیتلر پشت کرد
تاریخ کلیسای معترف و به‌طور کل الهیات رهایی‌بخش چه در اروپا و چه در آمریکای لاتین نه تنها افراد مذهبی، بلکه تمام افراد جامعه را با این پرسش روبرو می‌کند که وظیفه‌ی انسان و نهادهای مذهبی در مواجهه با ظالم و مظلوم چیست؟ وظیفه‌ی فرد در مقابل وطنش چیست؟ هنگامی که اصول ایمانی/اخلاقی رودرروی مفهوم میهن قرار می‌گیرند فرد باید طرف کدام‌یک را بگیرد؟
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.