سال اول جنگ کبیر میهنی است، همچنین اولین سال کار مستقل من و اولین سال عاشق شدنم.
بعد از تمام کردن دوران تحصیلات متوسطه، در این روستای دورافتاده به کار معلمی گماشته شدم. شما این روستا را نمیشناسید. از کجا باید بشناسید؟
مکردیچ سارکسیان (۱۹۲۴-۲۰۰۲) شاعر، نویسنده و عضو کانون نویسندگان ارمنستان بود.
او در سال ۱۹۸۳ برای مجموعه داستان صلح قبل از جنگ جایزهی دولتی ارمنستان را دریافت کرد. این نویسنده در داستان سربازها و عاشقها با ظرافت، دقت و بیانی شاعرانه به روابط انسانها پرداخته و ویرانگری و خشونت جنگ را ترسیم کرده است.
یک هفته است که هجده سالم تمام شده... از سن و سال من فقط مادرم میترسد، میگوید:"کاش چند سالی کوچکتر بودی فرزندم..." این را میگوید چون سن و سال من تنها یک دشمن خونی و قسم خورده دارد، جنگ... جنگ حالا با ظاهر فاشیستیاش منتظر من است تا حسابش را با من تسویه کند. اما من آمادهام نه تنها حساب پس بدهم، بلکه با حق هجده سالگیام از آنها حساب و کتاب بخواهم. توی دنیا هیچ چیزی نباید نیمه کاره و ناتمام بماند. اما زندگی من، زندگی من خیلی ناتمام است، خیلی... تحصیل، عشق، آواز، همه چیز... برای همین تصمیم گرفتهام او را بکشم. . . داستانی کوتاه از نویسندهی ارمنی، دربارهی جنگ، جوانی، و عشق... کتابی خواندنی و دوست داشتنی و همینطور غمگین.. غمگین از حضور جنگ.. از خشونت جنگ.. و از وجود داشتن چیزی به نام جنگ..
از متن کتاب "روستا با سختی و مشقت زندگی میکند، اما باروزهایی سرشار از قهرمانی.البته در نگاه نخست به نظر می آید که همچون کندوی عسل تاریک و تار است.توی روستا مراسم عروسی نیست،چون دامادی وجود نداری. عشق نیست ولی رویا و دلتنگیِ عشق موج میزند. خورد و خوراک نیست،جنگ همه را میخورد،اشتهایش سیری ناپذیر است.روستا زندگی نمیکند،به جبهه زندگی میبخشد،روستا رویا میبیند. فقط امید و آواز باقی مانده اند،همیشه پابرجا،همیشه تحریک کننده.این ها جای نان را گرفته اند،جای عشق را،دلتنگی را،ایمان و نان را.این ها... همه چیز روستا آبدیده شده است.روستا میجنگد و اراده پیروز شدن دارد..."
شاهکاری کوتاه و خواندنی کتاب،اولین اثر ترجمه شده نویسنده است