ژولیت دختری مسیحی روز اول دانشگاه با پسری مسلمان و مذهبی تصادف می کند. بین این دو نفر نزاعی در می گیرد که چندین سال طول می کشد. در جریان این کشمکش ها این دو نفر با تمامی تفاوت های فاحشی که با یکدیگر دارند به هم دل می بازند و تازه موانع یکی یکی رو میشود.
هما صفاری پوراصفهانی، یکی از رماننویسان مشهور ایرانی است که آثارش در بین خوانندگان الخصوص نوجوانان جای خود را باز کرده است. هما پور اصفهانی ۱۲ اسفند ۱۳۶۹ در اصفهان به دنیا آمد. وی متاهل و تحصیلاتش را در رشته روانشناسی تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه داده است و همیشه میتوان تلفیق روانشناسی را با آثارش دید. او از ده سالگی به نوشتن روی آورد و ابتدا داستانهایش را در فضای مجازی منتشر میکرد. او بخشی از موفقیتش را مدیون انتشار آثارش در فضای مجازی به خصوص انتشار رمان قرار نبود در سایت نودهشتیا است. حال تمام رمانهای وی از نشر سخن به چاپ رسیده و یا در دست نگارش یا بازنویسی است.
یه ذره کلیشه ای شد. چرا دختره باید مسلمون میشد مثلا ؟ چرا ما ایرانی ها مدام این دیدگاه و فکر رو داریم که اگه کسی میخواد با ما معاشرت ، زندگی ، دوستی یا هر ارتباطی داشته باشه باید به عقیده ما گرایش داشته باشه و از این جهت ته داستانو به سمت خودمون میکشونیم؟؟ کاملا یک رمان کلیشه ای ایرانی بود. مثل همه داستانها و رمانها و حتی فیلم های ایرانی که وقتی یک فرد غیرمسلمون به عنوان نقش اصلی وارد میشه در نهایت به طور معجزه آسایی به اسلام ایمان میاره . چرا خب؟؟؟ اشتباه متوجه نشید! مشکل دین نیست. مشکل کلیشه هایی هست که نمیدونم چرا کسی بیخیالشون نمیشه و به جاش یه چیز بدیع و نو ارائه نمیده ؟
الان که اینجا میبینمش برام پشم ریزون و جالبه.این یکی کتابش رو اون موقع هم بیشتر دوست داشتم الانم برام بهتر از بقیه ست ولی سوالی که الان برام پیش اومده اینه که چرا باید دختره مسیحی میشد؟چرا ته همه فیلمو کتابای ایرانی اینه؟نه اینکه بد باشه ولی کلیشه ایه به نظرم تا حدودی.طرف با یکی اشنا میشه و عاشق مسلمون بودن و نماز خوندن و خوب بودنش میشه و خجالت میکشه که خودش اینطوری و نیست و بومممم فرد مسلمان و حجابی میشود. بازم الان این یکی و توسکا برام قابل تحمل ترن تا بقیه ی کتابا مثل قرار نبود که با شنیدن اسمشم فکرم میره پیش اینکه دختره لبای قلوه ای و چشمای سبز داشت و ریز ریز میخندید.😂😭 جالب اینجاست که قیمتاشونم سر به فلک کشیده.هر کدوم از کتابای نویسنده های معروف نودوهشتیا الان سیصد چهارصده حداقل.
این کتاب برای من کارش و به درستی انجام داد! در جدی ترین روزای زندگی که با کلی اخبار بد و استرسزا میگذره ، من و از این دنیا خارج کرد و برد به نوجوونیام که از مدرسه برمیگشتم تو تبلت رمانای ۹۸ایا میخوندم:))) شاید عجیب باشه ولی هنوزم مثل اون روزا خوندنش بهم چسبید✨ *** این کتاب رو قبلا با اسم جدال پر تمنا خونده بودم ولی از اونجایی که زمان زیادی از خوندنش میگذره چیزی جز اینکه داستان درباره عشق یه دختر مسیحی و یه پسر مسلمونه تو خاطرم نبود و همینش باعث میشد برام کشش داشته باشه *** اگه به دنبال یه کتاب عاشقانه ایرانی ، کلیشه ای و کلکلی(آخ یاد این افتادم که قبلا کلکلی یه ژانر به حساب میومد:))) ) میگردین ، این کتاب میتونه مناسبتون باشه در غیر این صورت سراغش نرید...
ازبین رمانای پوراصفهانی اینو ازهمه بیشتر میپسندم،چون واقعی تر بود،نکاتش جالبتر بودولی در کل همه ی رمان های پوراصفهانی جز رمانهای زردن ولی برای یه سنی (الخصوص نوجونی) زرد نیستن!:))))
این کتاب و همه کتابهایی که از این نویسنده خوندم باید توی صفحهام قرار میگرفت تا یادم نره من با چه اشتباهی کتاب خوندن و شروع کردم. و خداروشاکر باشم که زود راهمرو پیدا کردم و حالا میفهمم این داستان با وجود تمام جدابیتهایی که تو۱۲،۱۳ سالگی برای من داشت الان مقابل چشمام سراسر ضعف و ایراده.