Jump to ratings and reviews
Rate this book

هفت قصه از بلوچستان

Rate this book

48 pages, Paperback

Published January 1, 2016

8 people want to read

About the author

Morteza Avini

26 books122 followers
Soon after the success of the 1979 Islamic Revolution, Avini joined the Construction Jihad founded by Imam Khomeini dedicated to poverty alleviation in rural Iran. Witnessing first hand the cruelty and injustice left in the villages by the recently overthrown Pahlavi monarchist dictatorship, he set out to produce documentaries sharing those neglected realities. After the US-backed invasion of Iran by Saddam Hussein, Avini developed a series of cinematographic productions throughout the 8 years of the Imposed War.

He died in 1993 after joining search parties identifying the bodies of the martyrs of the war while also producing the "Narration of Victory" documentary, when he was hit by the shrapnel of a landmine.

سید مرتضی آوینی در شهریور سال ۱۳۲۶ در شهر ری متولد شد.
سید‌مرتضی آوینی

وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانشجوی معماری وارد دانشکده‌ هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلمسازی پرداخت.

آوینی فیلمسازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه درباره‌ غائله‌ گنبد(مجموعه‌ شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعه‌ مستند‌خان گزیده‌ها) آغاز کرد.

وی فعالیت‌های مطبوعاتی خود را در اواخر سال ۱۳۶۲، همزمان با مشارکت در جبهه‌ها و تهیه‌ فیلم‌های مستند درباره جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامه اعتصام ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد.

آوینی در زمان جنگ در گروه جهاد فعالیت‌های بسیاری داشت. او در این دوره به سینما،‌ هنر،‌ فرهنگ واحد جهانی و مواجهه آن با مسائل مختلف فکر می‌کرد. مجموعه تحقیقات و مباحثات و نوشته‌های آوینی در ماهنامه هنری سوره منتشر ‌و بعدها در کتاب آینه جادو که جلد اول از مجموعه مقالات و نقدهای سینمایی اوست جمع آوری شد.

اواخر سال ۱۳۷۰ مؤسسه فرهنگی روایت فتح به فرمان آیت‌الله خامنه‌ای تأسیس شد تا به کار فیلمسازی مستند و سینمایی درباره دفاع مقدس بپردازد و تهیه‌‌مجموعه‌روایت فتح را که بعد از پذیرش قطعنامه رها شده بود، ادامه دهد.

آوینی و بقیه گروه، سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کم‌تر از یک سال، کار تهیه‌شش برنامه از مجموعه ده قسمتی «شهری در آسمان» را به پایان رساندند و مقدمات تهیه مجموعه‌های دیگری درباره‌ آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه را تدارک دیدند. اگرچه مقارن با همین زمان، فعالیت‌های مطبوعاتی او نیز ادامه داشت.

شهری در آسمان که به واقعه محاصره، سقوط و بازپس‌گیری خرمشهر می‌پرداخت، در ماه‌های آخر سال ۱۳۷۱ از تلویزیون پخش شد، اما برنامه وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه‌های دیگر با شهادتش در فکه ناتمام ماند.

سید مرتضی آوینی، بیستم فروردین ۱۳۷۲ در فکه و در حال ساخت مجموعه مستند و تلویزیونی روایت فتح، بر اثر برخورد با مین‌های باقیمانده از زمان جنگ به شهادت رسید.

پیکر شهید سید مرتضی آوینی ۲۲ فروردین با حضور مقام معظم رهبری و هنرمندان و نویسندگان تشییع و در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (20%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
1 (20%)
2 stars
3 (60%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for ریحانه شهبازی.
83 reviews
September 15, 2017
«اینها هنوز قصه نیست، واقعیت است. اما ما اسم آنها را قصه گذاشته‌ایم، چرا که امیدواریم ان‌شاءالله، بعدها واقعیت‌های تلخ این فیلم تبدیل به قصه‌هایی شود از دوران پیش از انقلاب اسلامی که مادربزرگ‌های آینده برای نوه‌ها و نتیجه‌هایشان نقل کنند.»

هفت قصه از بلوچستان نام یکی از مستندهای تلوزیونی گروه جهاد سازندگی به کارگردانی شهید آوینی است که در سال ۱۳۶۰ و در روستای زرآباد ایرانشهر تهیه شده. این مستند دردهای بلوچستان و مردمان‌ش را در قالب به تصویر کشیدن چند مواجهه روایت می‌کند. متأسفانه از هفت قصه، پنج قصه در دسترس است. کتابی که به همین نام توسط نشر واحه منتشر شده، در واقع گفتارِ متن مستند و عمدتاً به بیان شعر نو است.
قصه‌ی اول: اگه بارون نیاد، هیچ...
قصه‌ی دوم: غربتِ مار گزیده...
قصه‌ی سوم: آزادی...
قصه‌ی چهارم: این زمین مال منه...
قصه‌ی پنجم: هفت خون...
از بین این پنج قصه‌ی شعرگونه‌ی کوتاه، درد دومی برای من بیشتر از همه بود.
«در آن‌جا اگر کسی را مارِ گر بگزد -که معمولاً در فصل تابستان اغلب روزها این اتفاق می‌افتد- می‌نشیند تا بمیرد. چاره‌ی دیگری ندارد، چرا که تا شهرِ دور نه راهی هست و نه وسیله‌ای.
جوان سیه‌چرده‌ای که مار نیشش زده، روی زمین نشسته است و بی ‌سروصدا و آرام به دکتر جهاد و اطرافیانش نگاه می‌کند.
زهرِ مار اثر کرده بود و از لثه‌هایش خون می‌آمد، اما نشسته بود منتظر مرگ، و دیگران هم سراپا تسلیم و عاجز در برابر یک سرنوشت حتمی، دورش نشسته بودند و موسیقی گوش می‌کردند.»
1 review
April 9, 2024
کاش این قصه هارم بنویسن
که بلوچ ها چطور کشور خود را فروختند
که بلوچ ها چطور تاریخ سیستان را جعل کردند
که بلوچ ها چگونه مردم مظلوم را کشتند
که بلوچ ها چگونه با مدیریت عبدالحمید جیره خوری و مخبری برای اعراب کردن
که چگونه مردم را به سمت خود دارن میکشن و قرار است از پشت به انها خنجر بزنند
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.