داستان زندهگی دختری به نام شیرین. تمام داستان در دو ساعت بازجویی او بازگو میشود. با سرک کشیدن به لایههای درونی ذهنش؛ بخشی از داستان نقل از پشت جلد:؛ «دیدار فانتزی فرهاد و خانمتاج بر سر گور فرزاد کشاورز آن چیزی نبود که فرهاد گفته بود و بیشتر حاصل ذهن افسانهساز شیرین بود. ذهن افسانهسازی که در لحظهیی تغییر جهت میداد. اینبار در همان کافه نادری بودند و فرهاد فنجان قهوه در دست داشت توضیح میداد:؛ - وقتی فهمیدم پدر و مادرم آنهایی نیستند که بزرگم کردند. سهرابوار به جست وجوی هویت و اصل و نسبم افتادم که رسیدم به آقای سوهانی و بعد مادر را یافتم و با او و چند شاخه گل سرخ آمدیم بر سر مزاری که مادر نمادین برای پدر ساخته بود وقتی گفتم پس پدر در کجا خاک است گفت: «در جایی در سرزمین شرق تمام خاوران مزار اوست.»؛
بعضی وقتا با خودم فکر میکنم یه جایی توی زندگیم باید توقف کنم تا بتونم تمام زندگیم رو مرور کنم. این که از کجا اومدم، کجا شروع کردم، چه اتفاق هایی افتاد و خلاصه چی شد که این چنین شد. اتفاق جذابی که تو این رمان در طی یک روز برای «شیرین» میافته هر چند در موقعیتی نه چندان آسان. (و از این لحاظ بی شباهت به «هامون» مهرجویی نیست. فرم روایت هم منو یاد کارهای یوسا میندازه. با این تفاوت که پرشها و فاصلهها منطق قابل رویتی داره. و محوریت شخصیت اصلی «شیرین» این منطق را بوجود میاره. در کل رمان خیلی تصاویر زنده و گیرایی داره و خوندنش برای من خیلی جذاب بود.
📚دوستان خارج از ایران میتوانند از طریق لینک زیر «روزگار شیرین» را تهیهکنند: 👉🏾https://www.amazon.ca/dp/9642248387 دوستان داخل ایران هم میتوانند علاوه بر کتابفروشیها مستقیم با ناشر تماس بگیرند و «روزگار شیرین» را در محل کار یا خانهشان تحویل بگیرند. شماره ناشر: ☎️02166412358