«مؤمن انقلابی، ابوالقاسم صدیقی» دومین کتاب از مجموعهکتابهای «مؤمن انقلابی» است که به معرفی آقای ابوالقاسم صدیقی، و خاطرات و رفاقتی که ایشان با رهبر انقلاب داشتهاند، میپردازد؛ دوستی و رفاقتی که از پنجم فروردین سال 57 آغاز شده و تاکنون ادامه دارد. بخش قابل توجهی از کتاب حاضر، بهصورتِ گذرا، به خاطرات و وقایعی از دوران تبعید رهبر انقلاب در دو شهر «ایرانشهر» و «جیرفت» میپردازد.
کتاب روایت زندگی یکی از مردم عادی کوچه و بازار است؛ یکی که نامش ابوالقاسم صدیقی است ابوالقاسم خانِ صدیقی، نه دکتر و مهندس است، نه متمول و دارا؛ نه والدینش آدمهای مهمی بودهاند و نه فرزندانش اسم و رسمی دارند؛ این آدم هیچ امتیاز امتیاز ویژهای در طول زندگی هشتادسالۀ خود نداشته، جز اینکه «اهل حق» بوده؛ بصیر بوده و بامعرفت و بامرام. در تمام مراحل زندگی، به خود، خانواده، مردم و جامعهاش دقت کرده، کلاهش را قاضی کرده، خدا را در نظر گرفته و راهش را انتخاب کرده است و نمیدانید مطالعۀ زندگی چنین آدمی چقدر شیرین است و خواندنی؛ مخصوصاً اگر بدانید این آدم رفیق صمیمی آقای خامنهای هم بوده و در امتداد رفاقت شصت سالهاش با رهبر انقلاب، چیزهایی را از ایشان دیده و شنیده و درک کرده، که بقیه نکردهاند، شیرینی کتاب برایتان صدچندان میشود به علاوۀ همۀ اینها، باید بدانید که کتاب، هم اطلاعات درجه یکی از دوران تبعید آیت الله خامنهای در سالهای 56 و 57 دارد؛ و هم مطالب شنیده نشدهای دربارۀ زلزلۀ بم که سال 82 اتفاق افتاد (ابوالقاسم صدیقی در بم زندگی میکند) دیگر اینکه کتاب، کتاب جمع و جوریست و یکی دوساعته شما را به صفحۀ پایانی خودش میرساند
خلاصه و مختصر کتاب به پرحرفی و پرگویی نیفتاده و هم تاریخ را روایت کرده و هم خواننده را خسته نمیکند مهمترین ویژگی این کتاب این است که هم شخصیت دارد، هم تاریخ، هم جغرافیا و خواننده در یک متن منسجم با اتفاقات روبهرو میشود