داستانهای این مجموعه، داستان آدمهایی است که انگار جایی در زندگی یک پیچ را اشتباه پیچیدهاند و ندانسته مسیرهایی انحرافی را پیمودهاند و حالا تبدیل به آدمهای اشتباهی شدهاند. داستانهای کتاب «آدمهای اشتباهی» از لحاظ محور معنایی در امتداد هم هستند و در راستای مفاهیمی چون زندگی، عشق، تنهایی، دیگری و…. مفاهیمی معمولی که درنگاه و زبان متفاوت شیوا مقانلو بدل به کشفی تازه در هزارتوی زندگیآدمهای قصههایش میشود. معنایی که در عین حضورش دائم به تاخیر میافتد و باعث میشود خواننده کتاب را زمین نگذارد و یک نفس دنبال آدمها و قصهها راه بیافتد و فضاهای خاصی که نویسنده با مهارت ویژهٔ زبانیاش خلق کرده، تجربه کند.
برشی از مجموعه داستان آدمهای اشتباهی: زن، آمرانه و ملتمس، میگوید: «مرا عاشق کن. عاشق خودت، تنت.» شیطان عقب میرود، خندهٔ آرامی از پایین دلش شروع میشود، بالا میآید، و به غرش هولناک بدل میشود. آسمان هم که تمام امشب از این دو تقلید میکند، میغرد؟ و مردم وحشتزده پنجرههایی را که در خاتمهٔ باران باز کرده بودند، دوباره میبندند. بیامان قهقهه میزند. «عاشق من؟ عاشق ابلیس؟» زن فارغ این سؤال و جواب، در خواب انگار، در وجدی تنها از آن خود، پیش میآید و دستهایش را دور او حلقه میکند: «همین امشب را به من، به ما، فرصت بده. میخواهم کسی را عاشقانه دوست داشته باشم، و عشق بورزم. این باران تو را برایم آورد. اینجا ایستاده بودم، سیگارکشان، و دعا میکردم هدیهای برایم برسد. لطفاً محکم بغلم کن. مهم نیست اگر دوستم نداشته باشی. فقط کاری کن، اجازه بده، تا من عاشقت شوم.» بعد شیطان را میبوسد، پیشانی و شقیقهاش را. در گذر قرنها، پس از بوسهٔ یهودا بر چهرهٔ مسیح، این نادر دفعهای است که شیطان در برابر بوسهای درمانده میشود.
شیوا مقانلو، ساکن تهران، کارشناس سینما (گرایش تدوین) و کارشناس ارشد رشتهی سینما (گرایش کارگردانی) از دانشکدهی سینما تئاتر، دانشگاه هنر، و دانشجوی انصرافی دکتری فلسفه هنر (دانشگاه آزاد تهران، واحد علوم و تحقیقات) است. او تا پایان سال ۱۴۰۱ چهلوشش عنوان کتاب چاپشده در حوزههای ادبیات داستانی و علوم نظری سینما دارد. Shiva Moghanloo has written more than 7 fiction books since 2003 on now. These works which have received critical acclaim concern mainly women’s problems, human issues, and emotional challenges repeated historically in all times for all mankind. Drawn much attention, some of her short stories have received national prizes, and many of them have been translated to other languages, like English, Arabic, Polish, Turkish, and Kurdish, and published in specific journals. As a translator, Shiva has translated more than 40 literary works to Farsi which are among some vivid international fictions. It's noteworthy that an English ontology named "An Eastern Dream" contains eight stories chosen among all of hers, has been published by Candle & Fog publication, 2017. One of her short stories has been translated into Arabic, and published in an ontology of Iranian contemporary writers. As a scriptwriter and researcher Shiva has done some cinematic projects for national TV. As a cultural counselor and executive director in national and international cultural projects, she runs many programs in Iran and a few other countries like Sweden and Spain. As a cultural visitor, she has attended in many international Book Fairs as Frankfurt, Beijing, Paris, Sulaymaniyah, and so. She has been a jury member in many national literature and film festivals and has held several workshops in different cities across Iran. Writing columns and articles for specific journals and magazines is her other literary activities. Since 2019, she has been working as the editor of international literature at Nimaj publishing house, which is one of the most prestigious Iranian publishers.
حقش دقیق ۳/۵ ستاره بود که نمیشود،اعمال کرد. داستان اولش«سیگارکشان» کم کششترین و خنکترین و بیسروتهترین داستانش بود. اما بعد «زندیادکلئوپاترا »،«یک دوستیزنانه» و «پالتو» واقعا خوب بودند.«یک عکس واقعی» هم جدا خوب بود. در مجموع بازیهای زبانی با اسطورهها و ترکیب وهم و خیال جذابی داشت. در مواردی زبانی کلیشهای در توصیف زنها داشت که خیلی خوشم نیامد. روایت خوانشگران صوتی هم بیغلط نبود مثل تلفظ غلط « لاینقطع» با فتحه یا تلفظ «حیض انتفاع» بدون کسره و تشدید. درمجموع لذتبخش بود.👌