آنارشیسم صورتی رادیکال از تردید و تشکیک در ساختارهای استیلا، اقتدار و سلسله مراتب در زندگی انسانی است؛ از خانواده های پدرسالار در سطح خرد تا نظام امپریالیستی در سطحی کلان. آنارشیست ها از صاحبان قدرت می خواهند تا سندی در تایید داعیه هایشان درباره ی مشروعیت اقتدارشان ارائه کنند. آن ها بر این عقیده اند که اگر صاحبان قدرت قادر به توجیه نظام سلطه ی خود نباشند، باید آن نظام را سرنگون کرد و چیزی آزادتر و عادلانه تر به جایش نشاند. نوام چامسکی - نویسنده، فعال سیاسی و آنارشیست - در کتاب در باب آنارشیسم و بنیادهای اندیشه ی آنارشیستی را به صورت مجمل اما عمیق مرور می کند. این کتاب با نفی مفهوم پردازی آنارشیسم در مقام اندیشه ای صلب و با به بحث گذاشتن خطوط تداخل و خلط میان آنارشیسم و سوسیالیسم، می کوشد تا چالشی ایجاد کند، ذهنی را برانگیزد و الهام بخش باشد. در باب آنارشیسم سنگ محکی است شایای زمانه ی ما تا بتوان کنشگران سیاسی را با آن به محک آزمون گذاشت. همچنین درآمدی بنیادین است برای هر آن کسی که به تعمیق دانش و دریافت خود، چه از آنارشیسم و چه از اندیشه های چامسکی علاقمند است.
Avram Noam Chomsky is an American professor and public intellectual known for his work in linguistics, political activism, and social criticism. Sometimes called "the father of modern linguistics", Chomsky is also a major figure in analytic philosophy and one of the founders of the field of cognitive science. He is a laureate professor of linguistics at the University of Arizona and an institute professor emeritus at the Massachusetts Institute of Technology (MIT). Among the most cited living authors, Chomsky has written more than 150 books on topics such as linguistics, war, and politics. In addition to his work in linguistics, since the 1960s Chomsky has been an influential voice on the American left as a consistent critic of U.S. foreign policy, contemporary capitalism, and corporate influence on political institutions and the media. Born to Ashkenazi Jewish immigrants (his father was William Chomsky) in Philadelphia, Chomsky developed an early interest in anarchism from alternative bookstores in New York City. He studied at the University of Pennsylvania. During his postgraduate work in the Harvard Society of Fellows, Chomsky developed the theory of transformational grammar for which he earned his doctorate in 1955. That year he began teaching at MIT, and in 1957 emerged as a significant figure in linguistics with his landmark work Syntactic Structures, which played a major role in remodeling the study of language. From 1958 to 1959 Chomsky was a National Science Foundation fellow at the Institute for Advanced Study. He created or co-created the universal grammar theory, the generative grammar theory, the Chomsky hierarchy, and the minimalist program. Chomsky also played a pivotal role in the decline of linguistic behaviorism, and was particularly critical of the work of B.F. Skinner. An outspoken opponent of U.S. involvement in the Vietnam War, which he saw as an act of American imperialism, in 1967 Chomsky rose to national attention for his anti-war essay "The Responsibility of Intellectuals". Becoming associated with the New Left, he was arrested multiple times for his activism and placed on President Richard M. Nixon's list of political opponents. While expanding his work in linguistics over subsequent decades, he also became involved in the linguistics wars. In collaboration with Edward S. Herman, Chomsky later articulated the propaganda model of media criticism in Manufacturing Consent, and worked to expose the Indonesian occupation of East Timor. His defense of unconditional freedom of speech, including that of Holocaust denial, generated significant controversy in the Faurisson affair of the 1980s. Chomsky's commentary on the Cambodian genocide and the Bosnian genocide also generated controversy. Since retiring from active teaching at MIT, he has continued his vocal political activism, including opposing the 2003 invasion of Iraq and supporting the Occupy movement. An anti-Zionist, Chomsky considers Israel's treatment of Palestinians to be worse than South African–style apartheid, and criticizes U.S. support for Israel. Chomsky is widely recognized as having helped to spark the cognitive revolution in the human sciences, contributing to the development of a new cognitivistic framework for the study of language and the mind. Chomsky remains a leading critic of U.S. foreign policy, contemporary capitalism, U.S. involvement and Israel's role in the Israeli–Palestinian conflict, and mass media. Chomsky and his ideas are highly influential in the anti-capitalist and anti-imperialist movements. Since 2017, he has been Agnese Helms Haury Chair in the Agnese Nelms Haury Program in Environment and Social Justice at the University of Arizona.
بیشتر کتاب به شرح ماوقع انقلاب آنارشیستی کاتالونیا (اسپانیا) میپردازه و غیر از چند مورد کلی گویی، از توضیح دقیق این که یک جامعه آنارشیستی چطور باید باشه و چجوری اداره بشه طفره میره. هر چند خودش هم معترفه که تعریف یک ساختار جدید برای یک جامعه آنچنان کار پیچیده ایه که از عهده هیچ نفسی برنمیاد.
با تمام احترامی که برای چامسکی قائلم باید بگم کتابی نبود که چیزی به دانش اندک من نسبت به آنارشیسم اضافه کنه و احتمالا شما هم با نخوندنش چیزی رو از دست نمیدید.
فن به پیش می رود اما صنعتگر تنزل می کند کی و چرا انسان ها به این نتیجه رسیدند که موجودی از جنس خودشان را با عناوین رهبر ، پادشاه ، سرور ، ولی امر و هر کوفت و زهر مار دیگری برگزیده و تصمیم بگیرند تا مال و جانشان را چون بنده ای در برابر پروردگارش بی هیچ منتی تقدیم این صاحبان قدرت کنند ؟ چرا فقرا با هم متحد نمیشوند و علیه سرمایه داران قیام نمی کنند تا از نعمت های آن ها بهره مند شوند ؟ چگونه یک تهی دست میتواند از مجاورت کاخی گذشته و علیه این ظلم اعتراضی نکند ؟ عامل سکوت چیست ؟ چه چیزی انسان را خفه می کند ؟ یادم می آید آرتو کوستلر در کتاب گفتگو با مرگ اشاره می کند چرا برده های رومی که عده شان دو سه برابرمردان آزاد بوده هرگز ارباب هایشان را به زیر نمی کشیدند ؟ و این نکته بیان می دارد که ذهنیت یک برده در واقع چه چیزیست
" این ناممکن بودن هر شکل دیگری از زندگی است که کارگران زراعی ما را وا میدارد خاکی را شخم بزنند که ثمره اش را نخواهند خورد و بنایان ما را وا می دارد ساختمان هایی بسازند که در آن ها زندگی نخواهند کرد . این نیاز است که آنان را به این بازارها می کشاند تا در آن چشم انتظار اربابانی بمانند که مرحمت کنند و بخرندشان . این نیاز است که آنان را وا میدارد تا در برابر ثروتمندان به زانو بیفتند و از آن ها رخصت بطلبند تا ثروتمندترشان کنند ... گفته میشود این مردمان هیچ اربابی ندارند اما یک ارباب دارند که هولناک ترین و خودکامه ترین ارباب هاست ، نیاز ! نیاز است که آنان را به بی رحم ترین وابستگی ها می کشاند "
" تنها به واسطه ی ریشه کن کردن عادت فرمان برداری و خشوع تا آخرین ذره ی آن است که طبقه ی کارگر می تواند به درکی از این نظم نو از این خود – انتظام بخشی بر آمده از همکاری آزاد دست یابد "
" قدرت همیشه نامشروع است مگر آنکه بتواند مشروعیتش را ثابت کند اگر قدرت ، رابطه ای اقتداری میان انسان هاست که کسانی را فراتر از کسان دیگر می نشاند نامشروع است "
" باکونین می نویسد هر دولتی در جوهره ی خود ماشینی برای سلطه و حکمرانی اقلیتی برخوردار از روشنفکرانی است که فکر میکنند می دانند توده ها چه می خواهند و چیزی بهتر از آنچه خود مردم می خواهند را برایشان می خواهند و از بالا بر توده ها حکم میرانند "
" آنارشیسم نه یک نظام اجتماعی ثابت و خودبسنده که بیشتر روندی پایان ناپذیر از توسعه ی تاریخی نوع بشر است که بر خلاف شبان رمگی فکری مرسوم در تمام نهاد های مذهبی و حکومتی خواهان توسعه ی فارغ از محدودیت تمام نیروهای فردی و اجتماعی مندرج در زیست انسانی است . برای آنارشیست ها آزادی یک مفهوم انتزاعی فلسفی نیست بلکه یک امکانیت عینی ضروری است برای بسط تمام عیار توانش ها ، ظرفیت ها و استعداد هایی که طبیعت به هر فردی بخشیده "
عنوان «در باب آنارشیسم» به اشتباه این را القا میکند که کتاب به توضیح مبانی فکری، فلسفی و اجتماعی آنارشیسم پرداخته؛ در صورتی که چنین نیست. بخش عمدهی کتاب به بازخوانی جنبش آنارشیستی اسپانیا توسط چامسکی و رد تفسیرهای دیگر تاریخنگاران از وقایع اختصاص یافتهاست.
این کتاب یکی از تأثیرگذارترین کتابهایی است که من تا به امروز خواندهام. نه به خاطر عمق بیان مباحث یا آوردن استدلالات نو، بلکه برای کنار هم قراردادن دادههایی که کنار هم بودنشان باعث میشود که انسان دیدگاه مناسب را پیداکند. این کتاب آنارشیسم را عنوان یک آرمان به خوبی مطرح میکند. هرچند من برخلاف چامسکی معتقد هستم که آنارشیسم با اینکه یک آرمان خوب است، امّا هرگز عملی نیست و سرمایهداری لیبرالی که در تلاش برای رسیدن به این آرمان باشد تنها راه ممکن درست است. امّا مهمترین بخش این کتاب زمانی است که چامسکی به کمک اسناد تاریخی نشان میدهد که چطوری کمونیستها و باقی چپها علیه آنارشیسم - تنها عقیدهی واقعاً انقلابی در دنیای فعلی - قرار دارند و چگونه به قیمت تقویت طبقهی بورژوا و سلطهی فاشیسم بر اسپانیا، آنارشیستها را سرکوب کردند. در کل خواندن این کتاب را به تمام افراد توصیه میکنم.
در تمام مدتی که درباره آنارشیسم خوندم، کتابی از این cockedتر ندیدم. چامسکی (حداقل به مثابه چیزی که رسانه به ما القا میکنه) به عنوان "پرچمدار آنارشیسم مدرن"، بیش از اندازه به دولتهایی که بهشون میتوپه ارادت داره و همین کار رو برای ایدئولوژی (سوای بهروز نشدن به نسبت جهان پست مدرن و عقبماندگی اون) سخت میکنه. از جان لاک میگه در صورتی که انگار چپکی خوندتش. از زبان شناسی سوسور چیزهایی شنیده و خودش رو با انقلاب کاتالونیا ارضای ذهنی میکنه. در بیان تئوری خودش حتی لابلای ارجاع به باکونین طفره میره، چه برسه به انتشار مانیفستش. در تئوری مردی بزرگ، اما در عمل، پژوهشگری در حد ژیژک که پشت سرش قرار گرفتن ضدیت عقل سلیم داشتنه. آنارشیسم بازاری راهحل نخواهد بود.
در دیدگاه آنارشیستی چامسکی تفاوت های فردی نادیده گرفته میشه. به نظرم آزادی دغدغه همه افراد نیست. همه آدمها هم خلاق نیستند. بنابراین تصور هر آرمان شهری از نظر تئوری زیباست اما در عمل پلیدی های ذات انسان رو نادیده میگیره. چامسکی هر ناکارآمدی رو به تسلط قدرت نسبت میده. چنین تصوری واقعی نیست. به قول نیچه: آن که با هیولا دست و پنجه نرم می کند باید بپاید که خود در این میانه هیولا نشود.
نظرات چامسکی چه درباره زبان چه در سیاست خالی از توهم نیست.