ملکه مورچه صاحب بچههای زیادی شده و حالا از سربازانش میخواهد مواظب باشند تا مورچههای قرمز به آنها حمله نکند این مورچهها تکتک حیوانات را اسم میبرند و به ملکه خبر میدهند. کتاب یکی بود ارتباط حیولنات با هم را نشان میدهد و تصویرسازی کتاب کاردستی ساختن را به بچهها یاد میدهد.
کتاب برای گروه سنی الف مناسب نیست. شاید مضمون آن –توحید- را بتوان با رعایت ظرایفی به کودکان پیش دبستانی انتقال داد امّا تعدّد شخصیت¬های داستان (مورچه¬ی مادر، نوزادها، مورچه¬های نگهبان، مورچه¬های سرباز، مورچه¬های سرخ، زنبورها، فیل¬ها، میمون¬ها، ...)، تعداد کلمات زیاد در هر صفحه، عدم تناسب حجم تصاویر و کلمات، اندازه¬ی کوچک قلم که برای متن انتخاب شده و توالی فشرده¬¬ی وقایع داستان –که تنها در چند صفحه رُخ می¬دهند- آن را برای این گروه سنی دشوارفهم و نامناسب می¬سازد. تصاویر داخلی نیز با وجود این که جالب توجّه هستند و ریزه¬کاری¬هایی در ترسیم آن¬ها لحاظ شده است برای کودکان پیش¬دبستانی کمی تیره هستند.
داستان درباره خداست که همیشه ما رو میبینه میشنوه، حتی اگه فکرش رو نکنیم. روی جلد کتاب نوشته برای گروه سنی الف بنظرم این مفهوم و این داستان برای زیر ۷ سال مناسب نیست.
This entire review has been hidden because of spoilers.
آیا واقعا کسی نیست که همیشه و در هر شرایطی ما رو ببینه و نگرانمون باشه و کمکمون کنه و مراقبمون باشه؟ ... یه سری مورچه سیاه داریم که مورچه های قرمز مدام اونها رو اذیت می کنند. مورچه های سیاه فکر می کنند در این دنیا هیچکس صداشون رو نمی شنود و کمکشون نمیکند چون خیلی کوچک و کم اهمیت هستند ولی اتفاقات چیز دیگری نشان نی دهند....
به نظرم واسه گروه سنی الف بیش از حد نوشته و جمله داشت و شاید بچه معنی بعضی جملهها رو متوجه نشه. آخرش هم سردرگم با کلی سوال باقی بمونه که منظور کتاب از «او» دقیقاً که بود