Jump to ratings and reviews
Rate this book

پیرزن و جوجه‌ی طلایی‌اش

Rate this book
نويسنده ي اين کتاب صمد بهرنگي است که از قصه پردازان قديمي مي باشد, داستانهايش نثر شيريني دارد , هم براي نوجوانان زيباست هم بزرگسالان. داستان اينگونه شروع مي شود که: پيرزني بود كه در دار دنيا كسي را نداشت غير از جوجه ي طلايي اش. اين جوجه را هم يك شب توي خواب پيدا كرده بود. پيرزن روشور درست مي كرد و مي برد سر حمامها مي فروخت. جوجه طلايي هم در آلونك پيرزن و توي حياط كوچكش دنبال مورچه ها و عنكبوت ها مي گشت. از دولت سر جوجه طلايي هيچ مورچه اي جرئت نداشت قدم به خانه ي پيرزن بگذارد. حتي مورچه سواره هاي چابك و درشت. جوجه طلايي مورچه ها را خوب و بد نمي كرد. همه جورشان را نك مي زد مي خورد. از پس گربه هاي فضول هم برمي آمد كه همه جا سر مي كشند و به خاطر يك تكه گوشت همه چيز را به هم مي زنند.

4 pages, ebook

1 person is currently reading
7 people want to read

About the author

صمد بهرنگی

52 books4 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
7 (17%)
4 stars
4 (9%)
3 stars
16 (39%)
2 stars
12 (29%)
1 star
2 (4%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for Mohajerino.
130 reviews43 followers
March 12, 2021
یجورایی جالب بود که از زبان حیوانات هم استفاده کرده برای کودک ونوجوان قشنگه
426 reviews6 followers
March 21, 2023
نمی‌دونم چرا ولی قشنگ بود! سادگی داستان و محبت بین پیرزن و جوجه رو دوست داشتم. اون عبارت رفیق درخت هم بامزه بود. نمی‌دونم چرا توی داستان های صمد هی یاد حزب توده و کمونیسم می‌افتم!

«پیرزن و جوجه طلایی‌اش» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/audiobook/82029
Profile Image for Toofan.
976 reviews18 followers
January 18, 2020
The story of an old woman, her golden chicken and a spider that poisoned her mind. It is a short thought provoking story. And considering the intended audience, brutal!
Profile Image for Sahar.
217 reviews9 followers
May 15, 2021
😂خیلی خندیدم
یه شعری بود مامانم میخوند
میگفت
جوه جوه جوجه لریم جوه جوه جوه جوه جوجه لریم
منیم گوزل جوجه لریم 😂😂😂
Profile Image for امیرمحمد حیدری.
Author 1 book74 followers
September 5, 2021
مگر می‌شود این داستان را دوست نداشت؟ نیرنگ عنکبوتی که زنجیره‌ی غذایی را مقصر می‌داند و برای جوجه‌ی طلایی پاپوش درست می‌کند. گاهی وقت‌ها ما هم از فطرت خویش غافل می‌شویم.
Displaying 1 - 5 of 5 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.