دو روزه تمومش کردم چه قدر کم لطفی شده در مورد این کتاب🥲چرا معروف نیست ؟ چرا چرا؟ خیلی زیبا بود قلبم و تکه تکه کرد نمیدونم با غم گلبدن و سهراب چه کنم چه قلمی داشتی اقای پرویزی کتاب نشانه ی بارز ایرانیته بود کتابی تاریخی همراه با غم و قلمی عالی کتاب به نظرم در حد و اندازهی معروفیت سو وشون بود چه کتاب های زردی که دست به دست میشه و ادبیات غنی و زیبای خودمون ناشناخته میمونه مثل همین کتاب! کتاب هم ایرانی بود و از روزهای ایرانی هم جملات قصار و درک ادبی داشت و هم اینکه قلم خوبی داشت همه چی داشت میزون بود قشنگ و حتی از متن تاریخ بیهقی هم خیلی کوچولو داشت، در یک کلام ایرانیزه ی ایرانیزه خیلی حال کردم ، حلاوت این کتاب و باید تا چند روز تو دلم نگه دارم🫠 اینم بخش هایی از کتاب باشد که با ادبیات خودمون مهربان ترباشیم:
و در پرسالگی ، امان از فقر خاطره های مشترک با دیگران.
کاش کودکانِ چشم انتظار کاروان ها را می شناختیم . من فقط انتظارشان را می شناسم . به قیاس!
روزی خواهد آمد که خواستن دلیل برای گناه بار گناه را سنگین تر خواهد بود و برخشم داوران خواهد افزود.
می بوسم تا داد و ستد گرما را از یاد نبرم.چه لجبازی بزرگی؟
تو سرانجام باید بپذیری که به دنیا به میهمانی آمده ای. منتها میهمانی هستی بی سکه که عزیزش نمی دارند!
او میگفت ، عشق خیلی زیباتر از عاشق است
من گاهی از دلتنگی برای پایه ی چرخ خیاطی مادرم کلافه میشوم . من به این پایه ی گمشده نیازی ندارم،حضور غایب خاطره های جمع شده در پیرامون آن است که بی پایه ام میکند و از پایم می اندازند…
و امان از ناشر چه جلد بی وجناتی برای همچین کتابی به نظرم این متن باید پشت کتاب چاپ میشد: البته که من هم غصه میخورم.آدمی که غصه نمیخوردآدمی ظالم است.همه کم و بیش غصه میخورند.مارمولک ها هم غصه میخورند.مثل مردمی که همه ی روز یا می شتابند و یا بهت زده می ایستند وگاهی هم در اختیار نیش ماری قرار میگیرند. دقت که میکنی بسیاری از مردم چیزی از مارمولک ها کمتر و یا بیشتر ندارند.تازه مارمولک ها فقط باید شکم خودشان را سیر بکنند.هنر در این است که کاری کنی عصه هایت شکل مرغوبی یه خود بگیرند. نه از جنس تقلبی!و کاری کنی برای هر غصه ای که میخوری چیزی مرغوب را دریافت کنی .✨