Jump to ratings and reviews
Rate this book

اسلام، زنان، مصافها و چشم اندازها

Rate this book

52 pages, Paperback

1 person is currently reading
10 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
1 (50%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
1 (50%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Peiman E iran.
1,436 reviews1,122 followers
October 27, 2018

‎دوستانِ گرانقدر، این کتاب از 6 فصل تشکیل شده است که در آن به موضوعاتی همچون زن در اسلام- زنان در انقلاب اسلامی و زنان و قوانین حکومت اسلامی- جنبشِ زنان و همچنین سکولاریسم و برنامهٔ حزب کمونیست کارگری، پرداخته است
---------------------------------------------
‎عزیزانم، در سرزمینمان ایران شاهدِ آن هستیم که تعدادی از دختران و زنانِ بیخرد و عرب پرست، بسیجی و حزب الهی که زنان و دخترانِ آخوندها و مقاماتِ حکومتی نیز میباشند، با دستاویز قرار دادنِ نفرتِ میلیون ها زن از اسلام و حکومتِ اسلامی، تلاش میکنند تا به پُست و مقام رسیده و نامی مسخره و احمقانه به نامِ <فمینیسم اسلامی> نیز برایِ خودشان دست و پا کرده اند و سمینارها و کنگره هایِ مختلفی نیز تشکیل میدهند و برخی از زنان و دخترانِ ساده لوح در ایران نیز، از این موجوداتِ کثیف و دروغگوهایِ چندش آور پیرویِ کورکورانه میکنند
‎این زنانِ بسیجی و عرب پرست که حتی ذره ای شعور و خرد در وجودشان دیده نمیشود، قربانیِ جنایت هایِ مذهبی نشده اند، چراکه بی ارزش میباشند و اندکی شعور به کرامت و ارزشِ زن بودنشان ندارند.. و حیف از نامِ بزرگِ زن که بر رویِ این موجوداتِ بی شخصیت چسبیده است.. این زنان از تمایلات، عواطف و آرزوهایِ سرکوب شدهٔ زنان و دختران، زیرِ لگدِ اسلام و ادیانِ بیابانی، چیزی را فهم نمیکنند... این زنانِ بی ارزش، عطشِ مفرطِ زنان به نابودیِ وضعِ موجود، نوخواهی و تجدد و آزادی را ذره ای درک نمیکنند... این زنانِ حزب اللهی و بسیجی، حامیانِ دروغینِ زنان و دخترانِ ایرانی میباشند... زنان و دخترانِ عرب پرستی که اسلام و امامانِ تازی را قبول دارند و خود را کنیز و سگِ بارگاهِ زینب و معصومه و دیگر زنانِ بیابانی میدانند، و یا فاطمه دخترِ تازی را سرور و سالارِ خویش میدانند، اصلاً نباید صحبتی از حقوقِ زنان و فمینیسم انجام دهند
‎عزیزانم، عده ای از این زنان و دخترانی که پیرو قرآن و اسلام هستند و از حقوقِ زنان و فیمینیسم نیز سخن میگویند، در گروه ها، وب سایتها و دیگر فضاهایِ مجازی همچون گودریدز نیز عضو شده اند، من نمیدانم اینها با چه رویی از حقوقِ زنان سخن میگویند، درحالی که پیروِ دین و مذهبی هستند که زنان و شخصیتِ والایِ زن را له کرده و آن را به فاضلابِ دین و مذهب ریخته است ... باید به این زنان و دخترانِ عرب پرست و بیشعور گفت که شما حق ندارید در دهانِ عرب پرستتان نامی از حقوقِ زنان و دخترانِ ایران زمین، بیاورید
‎دوستانِ گرامی، نویسندهٔ این کتاب بر این باور است که مناسباتِ اقتصادی، سیاسی و اجتماعیِ آزاد و برابرِ کمونیستی، قادر است تغییراتِ بنیادی در موقعیتِ زنان ایجاد کرده و به ستم و تبعیضِ جنسی و فرودستی آنان خاتمه دهد... در چنین جامعه ای انسان از هرگونه قید و بندِ اقتصادی، سیاسی، جنسی و مذهبی، رها شده است... در چنین جامعه ای جنسِ زن آزاد است و موقعیتش به مرد گره نخورده و مایملک مرد محسوب نمیشود... در چنین جامعه ای زن به عنوانِ یک انسان تعریف میشود، نه به عنوان همسرِ مرد و ارضا کنندهٔ او، مادرِ فرزندان، خواهرِ برادران و سمبلِ میراث و سنتِ پوسیده... در چنین جامعه ای دیگر بنا به گفتهٔ محمد بن عبداللهِ تازی و علی بن ابیطالبِ تازی، زن ناقص العقل نمیباشد و دلیلی ندارد جایگاهش همیشه در خانه و آشپزخانه باشد... در چنین جامعه ای دین و مذهب از دولت و شئوناتِ مختلفِ زندگیِ مردم و شهروندان جدا میباشد
‎شاید من با احزابِ گوناگونی همچون حزب کمونیست موافق نباشم و این احزاب را خط و خطوطی به سویِ نادانیِ انسانها به شمار آورم، ولی تا حدودی سخنانِ نویسنده در برابرِ جنسِ با ارزشِ زن را قبول دارم
‎به امیدِ آن روزی که زنان و دخترانِ سرزمینم، به این باور برسند که ارزشِ آنها هزاران برابر از تمامیِ آن زنانِ بیابانِ عربستان که از کودکی عده ای عرب پرستِ بیخرد به نامِ امام و معصومین در حلقشان فرو کرده اند، بالاتر میباشد و آن زنانِ بیابانِ عربستان، کم ارزشتر از آن بوده اند که امروزه آنها را الگویِ رفتاری قرار دهند.. به امیدِ خودباوری و آزادیِ شعور و خردِ زنان و دخترانِ ایرانی
---------------------------------------------
‎امیدوارم این ریویو در جهتِ آگاهیِ فرزندانِ ایران، کافی و مفید بوده باشه
‎<پیروز باشید و ایرانی>
Profile Image for رزی - Woman, Life, Liberty.
355 reviews121 followers
April 13, 2023
کتاب «اسلام، زنان، مصاف‌ها و چشم‌اندازها» که با تصویر جلدش گویی پوشش زن را به بند و گونی سر زندانیان تشبیه کرده، کتابی مختصر و ناقص درباره مشکلات و راه‌حل‌های انقیاد زنان در بستر خاورمیانه و اسلام و ایران، در دیدِ حزب کمونیست کارگری ایران است. به ویژه در قسمت‌های انتقاد از اسلام، بیشتر به نق‌نق‌های کودک عصبانی می‌ماند و بیشتر از خرد، به احساسات پناه برده‌ است و برای رساندن منظورش بیشتر از استدلال از صفت‌های منفی استفاده می‌کند. البته با این حجم کم انتظار بیشتری هم نمی‌رود. در ادامه تیتر و خلاصه‌ای از محتوای فصل‌های مختلف کتاب می‌نویسم.

مقدمه
اعظم کم‌گویان در مقدمه دو دسته اپوزیسیون جمهوری اسلامی را نام می‌برد:
1- کسانی که علیه ارزش‌های اسلامی و حکومت مذهب مبارزه می‌کنند.
2- اپوزیسیون بورژوایی که می‌خواهند اسلام را با مدرنیسم آشتی دهند و با اعتقاد به نسبی‌گرایی، تجاوزات اسلام به حقوق زن را سنت خلقی و خودی بگیرند و از آپارتاید اجتماعی دفاع کنند.
در سراسر کتاب انتقادهای شدیدی به دسته دوم مشاهده می‌شود، چون نویسنده پیش‌شرط رهایی زنان را در حکومتی سکولار می‌بیند و هرگونه تلاش برای متجددنمایی دین را مردود می‌داند. «آزادی زنان به طرز اجتناب‌ناپذیری به تضعیف نقش مذهب و مردسالاری گره خورده است.»

فصل اول: اسلام، زنان و تحولات اجتماعی در خاورمیانه
این فصل بیشتر روایت تاریخ است. نویسنده از تلاش آخوندها برای انطباق قوانین اسلام با نیازهای جدید اجتماعی می‌گوید که از یک قرن پیش و در واکنش به برخورد با مدرنیسم و ارزش‌های جدید، انجام شد. این رفرم‌ها هم از سمت بالا (مثل حکومت رضاشاه و آتاتورک، که البته از اصلاحات آن‌ها هم انتقاد می‌شود چون باعث رهایی کامل زنان نشدند، در حالی که همچنان خشم آخوندهای مردسالار را برانگیختند) و هم از پایین (کنش‌گران اجتماعی غیرمذهبی) صورت گرفتند. شریعتی یکی از آخوندهای بی‌عمامه‌ای بود که به اسلام رنگ‌وبوی ترمینولوژی غربی و مارکسیستی داد تا ضدیت اسلام با مدرنیسم را کتمان کند. به تصور نویسنده، او به هیچ عنوان مدرنیست و رفرمیست نبود.
درباره انقلاب 1357، نویسنده علت «اسلامی‌شدن» انقلاب را نه گرایش مردم به اسلام و نه خستگی آن‌ها از پیشرفت و مدرنیسم، بلکه نفوذ آرمان‌های عقب‌مانده در اپوزیسیون و بیش از همه شرایط تاریخی و جهانی (دخالت غرب) می‌داند.

فصل دوم: زن در فلسفه و فرهنگ اسلامی
این فصل تماماً توصیف «زن» از دیدگاه اسلام و قرآن و فلسفه‌ی اسلامی است و شرح قوانین زن‌ستیزانه‌ی برگرفته از قرآن. برای مثال، شرح این تصور که در اسلام زنان تسلط کم‌تری به استدلال و خرد دارند - توجیه بسیاری از ممنوعیت‌های مدنی مانند حق طلاق - و همچنین تسلط کمی به احساسات خود دارند - همچنان توجیه ممنوعیت‌های مدنی مانند قضاوت. اما برعکس، تسلط بسیاری به قوت شهوانی و امیال حنسی خود دارند و مرد تحریکشان نمی‌کند، برعکس مردان که به استدلال و احساسات مسلط‌اند اما از نظر امیال جنسی ضعیف‌اند و جلوی زنان مضطرب و از خود بیخود می‌شوند. مفهوم «فتنه» قویاً به زن منسوب است. «در حالی که اکثر زنان از انتخاب یگانه همسر خود محرومند، به مردان اجازه داده می‌شود که برای حفظ خود از گناه و فتنه که مسبب آن زنان‌اند، البته با حکم اسلام، رابطه داشته باشند.»

فصل سوم: زنان، انقلاب 1357 و ضد انقلاب اسلامی
در این فصل، قوانین ضد زن جمهوری اسلامی و مخالفت‌هایی که با آن‌ها صورت گرفت، به ویژه تظاهرات 8 مارس 1357، بررسی می‌شود. از کلام خمینی معلوم است که تنها به ظاهر و با کلمات زنان را تسکین می‌دهند که جایگاه والایی دارند، اما کرامت انسانی و حقوق بشر آن‌ها را به هزار «اما» و «اگر» محدود می‌کنند.

فصل چهار: زنان و قوانین حکومت اسلامی
نه در قوانین مدنی، بلکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی زن‌ستیزی مشهود است. از جمله قوانین مدنی، به حق طلاق، سرپرستی کودکان، نصف بودن ارزش زنان در دیه و ارث و شهادت، و چندهمسری مردان بسیار توجه می‌شود. سن بلوغ دختران هشت سال و نیم تعیین می‌شود، یعنی دختری با آن سن قانوناً می‌تواند اعدام شود، علاوه بر این‌که به کودک‌همسری و سوءاستفاده جنسی مشروعیت می‌بخشد. در ادامه قوانین قصاص بدوی و وحشیانه نام برده می‌شوند.
«طبق این قوانین، زنان مگر زمانی که فرزندشان قیم قانونی نداشته باشد، و پدر و جد پدری زنده نباشند و کسی را به عنوان وصی خود معرفی نکرده باشند و دادگاه اسلامی اجازه بدهد، می‌توانند سرپرست قانونی فرزندشان بشوند. در شرایط عادی، طبق قانون اسلام، زنان سرپرست قانونی فرزندانشان نیستند، بلکه زاینده و شیردهنده آنها هستند.»

فصل پنج: جنبش زنان، جدال‌ها و چشم‌اندازها
نویسنده از ابتدا انتقاد شدیدی به فمینیسم روا داشته است و در این فصل بیشتر نفرتش را ابراز می‌دارد. فمینیست‌های سکولار رو به مدارا با اسلام آورده‌اند و رشد زنان در محیط اسلامی را حاصل انعطاف‌پذیری و ترقی‌خواهی اسلام می‌دانند. اما «حضور چند زن مرتجع در یک نظام سراپا ارتجاعی، متحجر، مردسالار و زن‌ستیز نه پیشرفت زنان، که تف کردن به ارزش‌های انسانی و خواست برابری‌طلبی زنان است.» حقیقت این است که صرفاً حضور زنان در جامعه کافی نیست، وقتی این زنان صرفاً از میان زنان دلخواه جمهوری اسلامی دستچین می‌شوند. به علاوه، خوشحال شدن از حضور زنان در جامعه زمانی رواست که زنان برای اولین بار از پستوی خانه درآمده‌اند و هنوز انقلاب مشروطه‌ای هم رخ نداده، نه در سال‌های 57 زمانی که جامعه صنعتی شده و میلیون‌ها زن به تحصیل و کار و هنر و ورزش مشغول‌اند. «طبق این استدلال، لابد رژه و پشتیبانی م��لیونی زنان از رژیم‌های فاشیست در آلمان و ایتالیا موجب پیشرفت نسبی حقوق زنان در غرب شده است!» از نظر فمینیسمی که اعظم کم‌گویان چنین آتشین به آن نفرت می‌ورزد، دغدغه‌ی فمینیسم این است که این بار آخوندهای زن وجود داشته باشند.
description
به این ترتیب انتقادهای شدیدی به پست‌مدرنیسم و نسبی‌گرایی می‌کند. نتیجه‌ی این رویکردها از نظر نویسنده، اصلاح‌شدنی انگاشتن مذهب است - در حالی که نیست. تنها فشار اجتماعی و قدرت گرفتن نیروهای ضد مذهب است که دین را به عقب می‌راند، نه اصلاح‌پذیر بودن دین، همان‌طور که تجربه‌ی «لوتر» درباره مسیحیت اثبات کرد. به علاوه، این رویکرد مدارا با دین، پیشنهاد می‌کند که نیروهای سکولار در همکاری با آخوندها، حقوق زنان را از انحصارطلبان مذهبی گدایی کنند و باج بدهند.
شخصاً با این تفسیر و ترکیب احمقانه‌ی «فمینیسم اسلامی» موافق نیستم و با این‌که کم‌گویان حق دارد و جهان در باتلاق توجیه «فرهنگشونه» فرو رفته تا رنج ما را نادیده بگیرد، فمینیسمی که فرهنگ را با توجه به حقوق بشر جسورانه نقد کند راه خودم می‌دانم.

فصل شش: زنان، سکولاریسم و برنامه حزب کمونیست کارگری ایران
برنامه‌های حزب در زمینه برابری جنسیتی، بر خلاف ادعا، اصلاٌ هم شفاف و روشن و کامل نیستند و برای زن متوسط نوشته شده‌اند. جای زن کارگر جنسی در این اقدامات کجاست؟ اقلیت‌های جنسیتی چه؟ همچنان سیلی از ممنوعیت‌ها: ممنوعیت انتساب قومی و مذهبی افراد در رسانه‌ها و اسناد رسمی، ممنوعیت قید جنسیت در آگهی شغلی و... در حالی که همیشه شرایط به این سادگی نیست. ممنوعیت چندهمسری هم دخالتی در زندگی خصوصی افراد است و با این‌که به وضوح در مقابله با اسلام و فلسفه‌ی ضدزنش در چندهمسری نگاشته شده، ما تعیین نمی‌کنیم که هرکس چطور و در چه رابطه‌ای خوشحال باشد.
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.