این مجموعه علاوه بر داستان فوق دارای داستان های زیر نیز می باشد : 1. سفید مثل کف دریا (صمد طاهری) 2. قهوه ی قجر (رضا جولایی) 3. غریبه و اقاقیا (علی اصغر شیرزادی) 4. دشمنان جامعهی سالم (ابراهیم نبوی)
Abbas Maroufi (عباس معروفی) was an Iranian novelist and journalist.
Raised and educated in Tehran, Abbas Maroufi studied dramatic arts at Tehran University while teaching at schools and writing for the newspapers. He served as the editor in chief of the literary Gardun magazine from 1990 to 1995. His first published work was a collection of short stories entitled Into the Sun. He also wrote a few plays which were performed on stage. In his The Last Superior Generation, he touched on social themes. His last collection of short stories, The Scent of the Jasmine was published in the United States.
Maroufi came to prominence with the publication of Symphony of the Dead (1989) which is narrated in the form of a symphony.
Maroufi currently resides in Germany where he has opened a book-store, He also Holds writing classes and teaches Students who show interest in writing and story-telling.
مجموعه داستانی از نویسندگان مختلف که هرکدوم جذابیت خاص خودشون رو داشتن و منو با نویسنده های ایرانی مختلفی آشنا کرد . داستان غریبه و اقاقیا رو از همه بیشتر دوست داشتم .
کتاب بازگو کننده 5داستان از 5نویسنده متفاوت با5 سبک وسیاق متفاوت است.که آقای معروفی برهرداستان مقدمه ونقدی نگاشته است تا نویسنده وداستان بیشتر وبهتر شناسایی شود. درداستان اول که از خود آقای معروفی است شخصیت وکاراکتر اصلی داستان درمیدان شک ودودلی درگیر میشود سرانجام با سپر عشق قدم به جلو میگذاردوپیروز میدان ترس وشک میشود. در قصه دوم که به اسم" سفید مث کف دریا "ازآقای صمدطاهری است که انتقادی است به جامعه عوام وسهل انگاری وجهالتی که ازمیان اذهان وباورهای مردم رخت برنبسته وهمچنان نفس میکشدباورهای فاسدوکورکورانه که درسطح ظاهرفراتر نمی رود وقاتل بهرام پاک میشود. درداستان سوم به اسم" قهوه قجر"از آقای رضا جولایی است. جدال وتضاد درونی که انسان براثر حوادثی برایش پیش می آیدکه ثمره وماحصل چیزی جز شناخت بیشتر وملموس تر نیست برترین حقیقت ها درهمین کشمکش های درونی نمایان میشود. داستان چهارم"غریبه واقاقیا"از آقای علی اصغر شیرزاد است.سبک داستان رئالیسم جادویی است که سیر عبور ازفلسفه پوچی کامو تا رسیدن به عرفان را نتیجه میگیرد. واما داستان "دشمنان جامعه سالم"از آقای ابراهیم نبوی است.متن منسجم وزیبایی داشت و داستان مسخ وکوری را به ذهن یاد آوری میکرد جایی که انسانیت قربانی میشودتا به گمان عده ای منافع زنده وبازسازی شود.سوالاتی که حین بازجویی از افراد از اقشار واصناف وسن های متفاوت تحت عنوان سین جیم پرسیده میشود قسمت جال وطنز گونه داستان است.