کتاب اثری ارزشمند است و باید قدردان انتشار چنین مجموعهای درباره تاریخ دانشکده فنی بود. با این حال، نقش نویسنده بیشتر به گردآوری و کنار همچیدن خاطرات دانشجویان و استادان محدود شده و کتاب عملاً به کلاژی از روایتهای شخصی تبدیل شده است. تعداد عکسها در کتاب بسیار کم است و این موضوع، بهویژه برای اثری تاریخی، یک ضعف محسوب میشود. در بخش مربوط به دانشجویان، تمرکز عمدتاً بر جریانهای چپ دانشکده است و اصل بیطرفی پژوهشگر چندان رعایت نشده است. موضوعاتی در ارتباط با روابط فضایی و معماری دانشکده و رویدادهای مرتبط با فضاهای آن، و نیز تعامل دانشجویان فنی با سایر دانشکدهها، کمتر از حد انتظار پرداخته شده است. هرچند درباره دروس تخصصی توضیح نسبتاً مناسبی ارائه شده، اما موضوعاتی مانند اردوها و زندگی دانشجویی مشترک با دیگر دانشکدهها کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. به نظر میرسد همچنان جای نگارش آثاری دیگر با زمانبندی دقیقتر و مدونتر درباره تاریخ دانشکده فنی خالی است. برای مثال، کتاب آقای آرش طبیبزاده نوری درباره تاریخچه دانشکده هنرهای زیبا که تنها به دوره ریاست آندره گدار میپردازد، نمونهای موفق از پژوهشی دقیق و منسجم است. در مجموع، شاید عنوانی مانند «تاریخ هشتاد ساله فنی به روایت ده نفر» توصیف دقیقتری از کتاب باشد؛ چرا که نقلقولها عمدتاً از افراد مشخصی تکرار میشوند و روایتها تنوع محدودی دارند.