ارمنستانی که فروپاشی شوروی سابق و جنگی چند ساله بر سر منطقهی «قره باغ» را از سر گذرانده است خواستار حفظ ثبات و امنیت ملی است و همهی اقشار خود را به اتحاد و مشارکت در فرایند رشد و توسعه دعوت میکند. اما قهرمان داستان که همه چیز را از بالا میبیند و خود را از جامعه جدا میداند با پدیدهای غیر عادی مواجه شده، او چهرهای ناشناس را به جای تصویر خود در آینه میبیند. تلاشهای مکرر و نافرجامش برای یافتن هویت واقعیاش به بحران عجیبی در شهر تبدیل میشود؛
Perch Zeytuntsyan is an Armenian playwright and screenwriter who served as Minister of Culture of Armenia from 1990 to 1991. Zeytuntsyan was born in Alexandria, Egypt in 1938. In the aftermath of World War II, his family moved to Soviet Armenia during a period of intense economic hardship. Zeytuntsyan attended the Aghayan School in Yerevan and it was during this period that he published his first short story "The Gift" (1953). Several years later, he published his first collection, "His First Companion". The latter work won him critical acclaim, after which he published a series of novels and novellas, including "Sounds of Our Neighborhood" (1959), "After Us" (1963), "For Paris" (1965), "Claude Robert Izerli or a Twentieth-Century Legend"(1975), "Arshak the Second", "The Last Dawn" (1989), and "The Stolen Snow" (1995). Since their publication, many of these works have been translated into Russian, Czech, Bulgarian, Hungarian, and the languages of the Baltic Republics.
...ترسیدم بیش از این فرو برم ،ترسیدم خودم را بشناسم ،و این نه تنها درد من بلکه درد همه است.ما هفتاد هشتاد سال زندگی میکنیم و میمیریم بدون این که خودمون رو بشناسیم... ویگن شخصیت اصلی داستان، یک مرد با وضعیت اقتصادی خوب که شاید از نظر خیلی از انسان ها باید در لذت های زندگی روزگار را سپری کند ،حالابرای پیدا کردن هویتی که خودش به عنوان هویت واقعی میشناسد تلاش کند...شخصیتی که بین افراد ناشناس شاید تا همیشه به فراموش سپرده شود...سوال اصلی طی این داستان این است که مگر میشود آیینه به انسان دروغ بگوید؟! با مطالعه این کتاب با دیدگاه جدیدی برای دیدن ابعاد مختلف خودمان آشنا میشویم...داستانی کوتاه که تجربه ای متفاوت رو برای خواننده رقم میزند... . چیزی که داخلش جالبه داستانش براساسه واقعیته!ولی درصورتی که متوجه داستان بشیم
نمیتونم ادعا کنم کامل فهمیدم یا بگم اصن نفهمیدم. اما میتونم بگم ویگن رو درک میکنم. احساس گمشدگیشو درک میکنم. و به نظرم به شکل خوبی نشون هم داده شده بود.
این کتاب دارای مفهوم بدیع و در عین حال ترسناکی بود. اینکه انسان چنان از روحش جدا شود که در هیچ آینه ای تصویر خود را نتواند ببیند وحتی عکسی که از او گرفته میشود با خودش فرق داشته باشد و به جایی برسد که از دیگران التماس کند که او را برای خودش توصیف کنند. خیلی مفهوم انتزاعی و مبتکرانه ای بود. شاید هم کنایه از اینکه جامعه اصرار دارد همه را شبیه هم کند و خاچیک بنامد ولی وجود هر انسان خود چندین وجه دارد که اگر اصرار بر نگه داشتن خود وجودیت داشته باشی باید به داخل آینه و جایی که بقیه وجوهت قرار دارند تبعید شوی.
This entire review has been hidden because of spoilers.
هنوز وقتی عنوان این کتاب رو می بینم حس م یکنم داستان پنهان و حرف اصلی نویسنده رو به خوبی درک نکردم گمشدگی و نداشتن یک هویت مستقل رو در حین خوندن کتاب ح سم یکردم ولی بازم سردرکم بودم میشه شخصیت اصلی داستان رو مثالی از به جدا شدن ارمنستان از شوروی ربط داد یا نه نمیدونم حس می کنم کتاب رو به خوبی متوجه نشدم این کتاب رو دوباره باید بخونم