سفرنامۀ مازندران، در سال 1305 یک سال پس از پادشاهی رضا شاه بزرگ، و به قلمِ ایشان، نوشته شده است و یکی از مهم ترین رویدادهای تاریخِ صد سالِ گذشتۀ ایران را گام به گام دنبال می کند. این کتابِ ارزشمند، در آن محدودۀ زمانی، انتشارِ محدودی یافت و نایاب بود، تا در اواخرِ پادشاهیِ محمد رضا شاه به مناسبتِ "آئین ملی بزرگداشت پادشاهی پهلوی" (1354، 1975م) از سوی مرکزِ پژوهش و نشر فرهنگ سیاسی دوران پهلوی بار دیگر منتشر شد و در سال 1383 توسط "نشر تلاش" در خارج کشور تجدید چاپ گردید
Reza Shah Pahlavi (Persian: رضا شاه پهلوی; pronounced [reˈzɑː ˈʃɒːhe pæhlæˈviː]; 15 March 1878 – 26 July 1944) was the King of Iran (Persia) from 15 December 1925 until he was forced to abdicate by the Anglo-Soviet invasion of Iran on 16 September 1941.
Four years after conducting the 1921 Persian coup d'état, in 1923 Reza Pahlavi was selected as Iran's prime minister by the National assembly of Iran. In 1925 Reza Pahlavi was appointed as the legal monarch of Iran by decision of Iran's constituent assembly. The assembly deposed Ahmad Shah Qajar, the last Shah of the Qajar dynasty, and selected him, by amending the Iran's 1906 constitution. He founded the Pahlavi dynasty that lasted until overthrown in 1979 during the Iranian Revolution. Reza Shah introduced many social, economic, and political reforms during his reign, ultimately laying the foundation of the modern Iranian state.
His legacy remains controversial to this day. His defenders assert that he was an essential modernizing force for Iran (whose international prominence had sharply declined during Qajar rule), while his detractors assert that his reign was often despotic, with his failure to modernize Iran's large peasant population eventually sowing the seeds for the Iranian Revolution nearly four decades later which ended 2500 years of Persian monarchy. Moreover, his insistence on ethnic nationalism and cultural unitarism along with forced detribalization and sedentarization resulted in suppression of several ethnic and social groups. Similar to Atatürk's policy of Turkification his government also carried out an extensive policy of Persianization trying to create a single, united and largely homogeneous nation.
دوستانِ گرانقدر در موردِ این بزرگمردِ تاریخ سرزمینمان، نیازی به تعریف و تمجدید و ستایشِ من نیست، هرآنکه قدری شعور و سواد تاریخی داشته باشد، میداند که زحمت کش تر و دلسوز تر و میهن پرست تر از رضاخان نداشته ایم و نخواهیم داشت... هر بیشعوری که این را نمیداند نیز برای ما ایرانیان اهمیت ندارد ما ایرانی بیخرد و بد سواد و عرب پرست نیاز نداریم بخش هایی از سخنانِ این بزرگمردِ میهن پرست را از این کتاب انتخاب و در زیر برایِ شما بزرگواران نوشته ام... یادش همیشه در قلبِ هر ایرانیِ میهن دوست، زنده و گرامی باد ****************************** اقرار می کنم که در اين راه فقرِ فكری محيط، فقرِ خزانهٔ مملكت، جهل و بی اطلاعی جامعه، و از همه بدتر معتاد شدن افراد در طی ساليانِ سال به تحملِ خواری، و اعتياد به تزوير و دروغ گویی و ريا و مجذوب ماندن به آقایی و سرپرستیِ اجانب، چنان کار را بر من دشوار و سخت ساخته بود که مشكل بتوانم از عهدۀ توصيف و تشريح آن برآيم همه چيز را می شود اصلاح کرد، هر زمينی را می شود اصلاح نمود. هر کارخانه ای را می توان ايجاد کرد. هر مؤسسه ای را می توان بكار انداخت. اما چه بايد کرد با اين اخلاق و فسادی که در اعماقِ قلبِ مردم ريشه دوانيده است، و نسلاً بعدِ نسل برای آنها طبيعت ثانوی شده است؟ ساليان دراز و سنوات متمادی است که روی نعش اين مملكت تاخت و تاز کرده اند. تمام سلول هایِ حياتی آنرا غبار کرده، به هوا پراکنده کرده اند و حالا، من گرفتارِ آن ذراتی هستم که اگر بتوانم، بايد آنها را از هوا گرفته و به ترکیب مجددِ آنها بذل توجه نمايم. اينهاست آن افكاری که تمام ايام تنهایی مرا به خود مشغول، و يک ساعت از ساعات خوابِ مرا هم اشغال کرده است... هيچ چيز در اين مملكت درست نيست. همه چيز بايد درست شود. قرنها اين مملكت را چه از حيث عادات و رسوم، و چه از لحاظ معنويات و ماديات خراب کرده اند. من مسئوليتِ يک اصلاح مهمی را، بر روی یک تل خرابه و ويرانه برعهده گرفته ام. اين کار شوخی نيست و سرِ من در هنگامِ تنهایی، گاهی در اثر فشارِ فكر در حال ترکیدن است ------------------------------------------------- دوستانِ بزرگوار و خردگرا، امیدوارم نوشته هایِ این مردِ بزرگ و پدر دلسوزِ سرزمینمان را بخوانید، سپس با وجدانِ خود در موردِ او و شخصیتش به داوری بنشینید <پیروز باشید و ایرانی>
رضاخان عزیز خیلی دلنشین و خوب اتفاقاتی که براش افتاده بود و مشکلات سر راهش و کارشکنی ها و غیره و غیره رو برای مخاطب و خواننده توضیح دادن وای که چقدر دوست داشتم بیشتر بود :(