شرح مسافرت عباس رزاقی که با پیام المپیک از تهران حرکت و در مسیر حرکت خود از ترکیه، بلغارستان، رمانی، مجارستان، چک و اسلواکی ( سابق )، آلمان، هلند، بلژیک و فرانسه عبور کرد
سی صفحه ی پایانی کتاب به تصاویر سیاه و سفید او از مسیرش اختصاص یافته است
نویسنده اهل سخنان ادبی و مطنطن و ... نیست؛ بلکه انسانی است ساده و گوینده ای در اوج اختصار. اما همین سادگیِ اشاره محور و انسانی، خود از جذابیت های این سفرنامه است. اگر نویسنده اهل طنازی و بلاغت بود می توانست سفرنامه ای مفصل تر بنویسد و چیزی بشود مثل مارک و پلو و امثالش. اما هیچ مطلب جذابی در این سفرنامه نیست که توصیفش از چند سطر تجاوز کند. عباس رزاقی می گوید و عبور می کند. به قول خودش دوچرخه سوار یاد می گیرد که دل به هیچ چیزی نبندد و دائم در سفر باشد - آن سبک زندگی سبک نوشتارش هم هست. دوچرخه سواریش هم در صورت و هم در محتوای این سفرنامه حضوری دارد انکار ناپذیر