نسبت به سال نوشته شدنشون و به تبع اون تکنیک و محتوا و سوژه شون برای من اصلا جذاب نبودن. درواقع نمی شد گفت که خوبن خیلی معمولی و ضعیفن. البته که ایده ی اتاق گریم کمی جالب هست اما بعدها خیلی بهتر بهش پرداخته شده توی آثار مختلف
قصهی خروس قصه عجیبی است. زنی افغان که از همآغوشی و عشق و هرچه لطافت زندگی است محروم شده در بند مردانگی مذهبی و تعصب طالبانی و همدمش خروسی است، که مرغانه برای او درد و دل میکند. عشقی سوگوارانه و سرکوب شده، برای همین دفرمه و عجیب است این احساس. اما تاثیر گذار و انسانی.
از قضا در بحبوحه جنگ پنجشیر افغانستان باید نمایشنامهای را بخوانم که ماجرایش در افغانستان و آن هم در پنجشیر و حول محور نبرد مجاهدین با طالبان میگذرد. روایتی هولناک از ظهور دیو صفتان در خاورمیانه که به شغل تجاوز و راهزنی مشغولند. نمایشنامه دوم کتاب یعنی اتاق گریم اما نوشته ای ناامیدکننده و پراکنده گو بود که چندان با آن ارتباط برقرار نکردم.