Jump to ratings and reviews
Rate this book

شعر در عصر قاجار

Rate this book

Unknown Binding

8 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (25%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
2 (50%)
2 stars
1 (25%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for seyyed reza.
38 reviews2 followers
July 7, 2015
تا آنجا که می‌دانم، «شعر در عصر قاجار»، رسالۀ دکتری حمیدی شیرازی در دانشکدۀ ادبیّات(به راهنمائیِ بدیع‌الزّمان فروزانفر) بوده که بعدها به صورت کتاب چاپ شده‌است. داوری‌های حمیدی در این اثر، دو دسته‌اند؛ یکی شبیه داوری‌های پیشین و پسینش، همان لحن ناقدانۀ تند و بعضاً نه چندان منصف، فرضاً دربارۀ قاآنی(صحّت و سُقمِ اشعار قاآنی جای دیگر نشیند؛ صِرفاً برای لحنِ حمیدی می‌نویسم) به این نوشته‌هایش در بالای قصاید نگاه کنید:
به مدائحِ هذیان‌مانند و ناروای این قصیده با دیدة تأمّل بنگرید و همچنین به درازی و خستگی‌بخشی آن...
به این قصیدة دراز و لاف و گزاف‌های ناپسند و نادلنشین و احمقانۀ آن به تأمّل بنگرید...
به سراپایِ این قصیده و به خصوص هذیان‌هایِ به نامِ مدحِ آن با دقّت بنگرید...
اینها همه هست، ولی نظرِ مثبت و احترام‌آمیز حمیدی دربارۀ سروش اصفهانی را هم باید به این توضیحات افزود؛ آنجا که سروش را فرّخی قرن سیزدهم می‌داند و امثال اینها.
همۀ اینها یک طرف، دستۀ دیگر داوری‌های حمیدی مدّنظرم است. تا اینجا، چه در خواندن اشعارش و چه زندگینامه‌اش و چه نقدهایش بر اشعارِ دیگران، حمیدی را انسانِ سرکش و بسیار باسوادی یافتم، که خب اِبایی از «خدای شاعران» خواندن خود ندارد و حرفهایش را، حتّی اگر بر اساسی درست باشند، آنگونه می‌گوید که آدم زورش می‌آید قبولشان کند؛ به معنایِ واقعیِ کلمه، بعضی اوقات مفهومِ «الحقّ مرٌ»(حقیقت تلخ است) را به مخاطبانش می‌فهمانَد.
امّا در بخشی از این کتاب، یک حمیدی متفاوت هست؛ در پیشگفتار، جایی هست که می‌خواهد دربارۀ داوریِ استاد باستانی پاریزی دربابِ یغمایِ جندقی سخنی براند به انتقاد، چنان لحنِ آرام و فروتنانه‌ای می‌گیرد که آدم به گمان می‌افتد شخصِ دیگری این قسمتش را نوشته باشد؛ جالب اینجاست که حمیدی در این بخش از کتابش، آگاهانه موضوع حرف را از «تاریخ» به سمت «ادبیّات» می‌بَرَد و لااقل من را قانع کرده‌است که سخنش به جاست، روشن‌شدن منظورم را، متن را با کمی تخلیص می‌نویسم:
شما از نظرِ من استادی هستید در فنّ خود مسلّم و بی‌گفتگو. مردی جهاندیده و جهان‌خوانده، در نهایت فروتنی، بی‌اعتنا به مظاهر فریبندۀ زمان، انسان‌دوست و مهربان.
شما می‌دانید که فی‌المثل شاه سلطان‌حسین چند زن صیغه داشت و اسم‌های آن‌ها چه بود و هرکدام از چه فامیلی بودند و نام‌های پدر و خواهران و برادران آن‌ها چه بوده‌است و هریک در چه تاریخی به دنیا آمده‌بودند و در چه تاریخی از دنیا رفتند و هرکدام از آن‌ها را کدام ملّایِ زمان برای شاه صیغه کرده‌بود و اسم آباء و اجداد آن ملّاها چه بوده‌است! امّا من متأسّفانه نمی‌دانم –و به خدا قسم نمی‌دانم- که زنِ خودم را، که برای من عقد کرد و اسامی برادرزادگان و خواهرزادگانم چیست؛ امّا بدون آمادگی و مهیّا کردنِ خود، فی‌المجلس می‌توانم چهار یا پنج هزار بیت برای شما از بر بخوانم، بدان‌نحو که اگر کسی از پشت در یا دیواری گوش بدهد خیال کند که از رو می‌خوانم.
آخر، هرکسی را برای کاری ساخته‌اند. همۀ دانش‌ها و دانستنی‌ها مربوط به کتاب‌خواندن و منحصر به سوادداشتن نیست. مگر آن‌ها که برای اوّلین بار به گرد بودن زمین یا قوّۀ جاذبه و امثال این مسائل پِی بردند، این مسائل را در کتابی خوانده بودند؟
شما مردی هستید که با همۀ تواضع و مهر و انصاف پس از آن‌که من درمحفلی منظومۀ «بت‌شکن بابل» را(که بدون‌شک با علمی که من از شعر دارم تنها منظومۀ بی‌همانند شعر پارسی است) از من شنیدید، در یکی از نوشته‌های خود نظر داه‌بودید که «فلان‌کس هم آمد و شعری خواند دراز ولی محکم».
و با این بلندنظری، در مقدّمۀ دیوان یغمای جندقی، یعنی مرد بی‌سواد بیابانگرد و شترچرانی که از خوشبختی طبعکی موزوم داشته، برای آنکه این مهملاتی را که بافته است سرِ هم کند، چنان خضوع و خشوع و کوچکی و زمین‌بوسی نشان داده‌اید که خود را از ذرّه کمتر و او را از خورشید بزرگ‌تر و فیّاض‌تر نموده‌اید.
می‌دانید چرا؟ برای این‌که شما از کلمۀ «شعر» عین مفهومی را که من درک می‌کنم درک نمی‌کنید و درک من از این مفهوم عین درک شما و وحیدزاده و نفیسی و آن دیگران نیست...
باقی این مقدمه را هم خواندن، قطعاً خالی از لطفی نیست.

Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.