A preoccupation with sexual violence characterizes novels, plays, and short stories that Donatien Alphonse François, comte de Sade but known as marquis de Sade, of France wrote. After this writer derives the word sadism, the deriving of sexual gratification from fantasies or acts that involve causing other persons to suffer physical or mental pain.
This aristocrat, revolutionary politician, and philosopher exhibited famous libertine lifestyle.
His works include dialogues and political tracts; in his lifetime, he published some works under his own name and denied authorship of apparently anonymous other works. His best erotic works combined philosophical discourse with pornography and depicted fantasies with an emphasis on criminality and blasphemy against the Catholic Church. Morality, religion or law restrained not his "extreme freedom." Various prisons and an insane asylum incarcerated the aristocrat for 32 years of his life: ten years in the Bastile, another year elsewhere in Paris, a month in Conciergerie, two years in a fortress, a year in Madelonnettes, three years in Bicêtre, a year in Sainte-Pélagie, and 13 years in the Charenton asylum. During the French revolution, people elected this criminal as delegate to the National Convention. He wrote many of his works in prison.
آیا انسان ارباب امیال خویش است؟ انسان میتواند برای آنها که سلیقه های عجیب دارند احساس تاسف کند اما نباید به ایشان اهانت کند. انحراف آنها نیز جزوی از طبیعت است. آنها برای به دنیا آمدن با تمایلاتی مخالف تمایلات ما مقصر نیستند؛ همانطور که کج پا یا متناسب به دنیا آمدن ما به تقصیر ما نبوده است.
حیف که ترجمه تنها دو گفتگوی اول کتاب رو شامل می شه و منم حوصله ندارم انگلیسیشو بخونم، اصل فرانسویش رو که اصلا
به نظر من همین چند صفحه به اندازه ی کافی کوبنده است. کوبندگی این بخشی که ترجمه شده - و احتمالا کوبندگی همه ی کتاب - نه صرفا به دلیل روایت رکیک جنسی - که خواندنش به زبان فارسی برای یک فارسی زبان ایرانی همان تازگی و وقاحت و افسونگری زمان ساد در اصل فرانسوی را دارد - بلکه به دلیل اصرار بر این رکیک بودن، عیاش بودن و هوسباز بودند به مثابه راه زندگی است. البته چه بسا باید گفت هوس ها نه فی نفسه بلکه به خاطر خرد کردن عادات و اخلاقیات اجتماعی علم شده اند
آنگاه که سخن از تربیت و آموزش به میان می آید، دیگر فهماندن عرف ها و هنجارها و بایدها مطلوب نیست، بلکه آموختن توانایی ها و بالفعل کردن غرایز نهفته مطلوب است و این به نظرم کوبنده ترین داعیه ی همین چند صفحه است
ظاهرا غریزه از نظر ساد امری است غیر از هوس. شاید بتوان گفت غریزه امری است در جستجوی تحقق آزادانه ی خود اما هوس تنها نمودهای ظاهری و گذرای آن جستجو است؛ پس دل بستن به هوس ها فی حد ذاته خوب نیست بلکه هوس ها از آن حیث که نمود آزادی غریزه اند محوریت می یابند
رابطه اى كه اين كتاب ازش صحبت ميكنه به هيچ عنوان رابطه بين دو شخص و تحت عنوان سكس نيست، بلكه چيزى خيلى تك نفره و عميق تر و البته ترسناك تره، رابطه هر شخص با خودش در طى اين زمان، و درونیات فرد، شايد كه تحت عنوانى بالاتر از صرف شهوت و هوس، به شكل يه طبيعت، كه با لحنى منزجر كننده، طبیعی و سرد بیان میشه. حيف كه نميشه هيچ اثرى رو تا وقتى كامل نباشه decode كرد، كاش ادامه ش ترجمه بشه، يا كاش انگليسيش گيرمون بياد!
موضوع اصلی به تمامی تسلیم چیزی یا کسی شدنه. حالا تسلیم یه مومن به خدا، یه عاشق به معشوق یا مثل آدمهای مارکی دوساد، سرسپردن به امیال و هوسهای جنسی تا سر حد ممکن. در این تسلیم بی قید و شرط رهایی ای هست. در این قربانی شدن شکوه و غروری.
پ.ن یکم: همهی کتاب نیست. شش صفحهی اول کتابه. پی دی اف. با ترجمهی خیلی خوب پ.ن دویم: ملال من به حدی ست که از داستایوفسکیخوانی به دوسادخوانی رسیدم. احتمالا پلهی بعدی خود شیطان رجیم باشه.
این کتاب و قبل از تماشای تاتر ماراساد دانلود کردم. داشتم راجع به موضوع تاتر سرچ میکردم که بهش برخوردم. بعد از تماشای تاتر شروع به خوندنش کردم و امروز شش صفحهاش تموم شد (کلا شش صفحهاس) به کل مغزم پکیده !! فشار عقاید آدم و تا کجا میبره ... حین خوندن یاد این بیت از حافظ افتاده بودم : نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت