با اینکه کتاب کوچکی است و به اندازه نیمی از کتاب گفتگوی آقای نوری نیست اما ارزشش چند برابر است. هم از عمق گفتگو و هم نکات تازه و هم اینکه اینجا بدون سانسور حرفش را می زند و مانند آن کتاب رعایت آقای گفتگو کننده را نمی کند. چه انسانی و چه اندیشه ای.
خواندن این کتاب، موضوع دردناکی را بار دیگر پیش چشم آدم میآورد و آن این که بزرگانی چون فرخ غفاری هیچ وقت آن طور که باید از سوی سینماگران و اهالی هنر حتی تمجید نشد. میشود گفت همهی آنهایی که به نوعی با سینما درگیرند، مدیون فرخ غفاری و فرخ غفاریها هستند اما حتی ممکن است برخی نام و اهمیت آنها را ندانند. برای دانستن نقش این مرد بزرگ و متواضع، گرچه شاید دیر است اما به شدت خواندن این کتاب توصیه میشود
من فکر میکنم نقش شادروان غفاری در تحول سینمای ایران بسیار پر رنگ تر است تا نقش گلستان. هرچند از نظر فعالیت مشخص تولید و کارگردانی روشن است که گلستان کارنامه مفصل تری دارد. لذا با توجه به جمیع جهات ، غفاری اول است و گلستان دوم. کتاب حاضر و مصاحبه جاهد با او هرچند بسیار فشرده و جمع و جور است اما از نظر وزن مطالب و اهمیت انچه ذکر شده کمتر از مورد مشابه با گلستان نیست. تاریخ سینمای هنری ایران و تمام دست اندر کاران گذشته و حال و اینده حتما از غفاری به عنوان پیشاهنگ و پیشرو یاد خواهند نمود.
گفت و گو با فرخ غفاری نسبت به کتاب «نوشتن با دوربین» خیلی کم حجمه و اطلاعات کمتری به خواننده میده. بیشتر شبیه یه مصاحبه روزنامهای بلنده تا یک کتاب درباره بخشی از تاریخ سینمای ایران. اما با این حال در کنار مصاحبه با گلستان از بهترین منابع تاریخ سینمای ایران هستند. چند تا عکس بیخود و تمام صفحه مثل جد بزرگ و پدر فرخ غفاری، نداشتن نمایه دو تا از گافهای بزرگ این کتابه. مدیریت جشن هنر شیراز ، همکاری با هانری لانگلوا، کایهدو سینما، نوشتن در مجله پوزیتیو و ارتباطش با فرح دیبا بخشهایی از حرفهای فرخ غفاری توی این کتاب هستند. توضیحات پرویز جاهد درباره فعالیتهای غفاری مقدمهی خوبی برای کتابه. بخش اول مصاحبه که حافظهی غفاری هنوز در یادآوری رویدادها مشکل چندانی نداره بهتر از کار در اومده، اما بخش دوم خیلی از سوال و جوابها (به خاطر بیماری غفاری) مدام تکرار میشه یا حتا غفاری اشتباه جواب میده و به بیراهه میره. با همهی این حرفها کتاب جالبیه.
کتابِ خیلی خیلی خواندنی حاصلِ تلاشهای پرویز جاهد برای مصاحبه با مردی بزرگ و تاریخساز. به اندازهی «نوشتن با دوربین» دیده و خوانده نشده است شاید چون فرخ غفاری در کار است و نه ابراهیم گلستان باری ، به هر حال کتاب برای آنها که دغدغهی تاریخ سینما و از آنبالاتر دغدغهی فرهنگ و تاریخ فرهنگمان را دارند خواندنی کم ندارد.