ګرچه خشونت در تمام جوامع نسبت به افراد در سنین مختلف و جنسیت های مختلف اعمال می شود، اما این کنش خصوصا متوجه زنان و کودکان است و مسایلی به وجود می آورد که سلامت اجتماعی را تهدید می کند. زنان در تعامل با محيط اطرافشان از عنصر هماهنگي استفاده مي كنند، برخلاف مردان كه از عنصر سلطه جويي بهره مي گيرند. تحولات اخیر در جهان نشان داده است كه در شرایط دنیای امروز دستیابی به توسعه پایدار و عادلانه بدون مشاركت و حضور فعال زنان امكان پذیر نیست.
"خشونت علیه زنان، محصول فرهنگ مرد-پدرسالار است؛ از طریق همین مکانیسم است که روابط نابرابر قدرت و ثروت میان زنان و مردان، نهادینه میشود و تابعیت و وابستگی زنان به نحو ایدئولوژیک و حقوقی، توجیه میگردد.به این ترتیب است که مردان و حتی خود زنان به کارگزاران اجتماعی اعمال خشونت بر یکدیگر و بر خویشتن مبدل میشوند و نمیتوان چنین جانمایهای را از هنر و ادبیات و اخلاق و سلوک و آموزش و پرورش و سایر خرده نظامهای اجتماعی جدا کرد. این کتاب،زمینهای است برای شناسائی برخی از ابعاد همین خشونت جنسیتی ...."