خیلی پیشتر از این ها باید تمامش میکردم. نمیدانم چی شد که نیمه ماند و هی کتابهای دیگر را خواندم و این یکی را جا گذاشتم. حالا خوشحالم که با خودم قرار گذاشتم کتابهای نیمه تمامم را تمام کنم و بعد بروم سراغ کتابهای جدید. هرچند کاملاً هم پابند نبودهام به این قول و قرار. ولی خب. کتاب خیلی خوبی بود. چند سال پیش نوهی مؤلف کتاب -که مادرش معلم نویسندگیمان است- به من هدیه اش داد. معلممان(دختر مؤلف) خواندن این کتاب را توصیه کرده بود. سوای روابط خانوادگی و دوستی، به حق کتاب خوبی هم بود. به خصوص برای کسانی که بخواهند بنویسند، به خصوص تر برای آنها که دنبال بازنویسی داستانهای کهن برای کودکان و نوجوانان اند. هم توضیحات خیلی خوب بود و هم نمونهها. دلم خواست بنشینم و اسرارالتوحید و مثنوی را کامل بخوانم. زیبایی و حکمتشان از همین گزیدهها نمایان بود.