غفاری فرد بسیاری از تصوراتی که تباهی منش ایرانی را به حملهي بیگانه نسبت میدهند و دوران طلایی در گذشته می سازند، رد می کند و با نگاهی به تاریخِ اسطورهای دروغ رستم، حیلههای کاووس، طمع جمشيد و شورش خونبار فرزندان فریدون را نمونهای بر وجود این تباهی در سالهای دور می آورد و در ادامه مستندات تاریخی را در تباهی هخامنشیان که کشتار برادران و خواهرانشان برای قدرت را در دستور کار داشتند و سقوط ساسانیان به علت ستم و زورگویی موبدانِ در قدرت را ذکر می کند که دلالت بر سیاهی روزگار شهریاران تاریخی دارد.
دروغگويى و ياوه پندارى، چاپلوسى، صوفيگرى، بادهپيمايى و مىگسارى، زنبارگى و امردبازى، ستمگرى، دورويى، رياكارى، و نيرنگبازىو پيمانشكنى و ناسپاسى فهرست بلندبالایی از رفتارهای سوئی است که در فصلهای کتاب با شواهد تاریخی به آن پرداخته شده است.
کتاب حاضر همانطور که از نامش برمیآید آسیبهای اخلاقی ایرانیان را به صورت تاریخی بررسی کرده است.در این کتاب رذایل اخلاقی مانند دروغگویی، تظاهر، ستمگری، امردبازی و ... با آوردن نمونههای تاریخی به خواننده عرضه شده است. ن هدف نویسنده در این کتاب صرفا بیان آسیبهای اخلاقی بوده است بنابراین از آوردن منش نیک و بزرگی ایرانیان در طول تاریخ به جز یک مقدمهی کوتاه پرهیز کرده است که نوعی یک سویهنگری عامدانه و البته مناسب با عنوان کتاب به آن داده است. نکتهای که در ابتدای خواندن کتاب نظر من را به خود جلب کرد استفادهی نویسنده از زبان سوم شخص مفرد در بیان نظرات شخصی بود. غفاریفرد در جایی که میخواهد نظر شخصی خود را بیان کند از اصطلاحاتی نظیر " به باور نگارنده" استفاده کرده است که حس پنهان شدن در پس سوم شخص را به من منتقل میکرد. خواندن این کتاب را به کسانی که به صورت متعصبانه تاریخ و گذشتهی ایران را سراسر شکوه و نیکی میدانند ، توصیه میکنم