بهاءالدین محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهائی (زادهٔ ۸ اسفند ۹۲۵ خورشیدی در بعلبک، درگذشتهٔ ۸ شهریور ۱۰۰۰ خورشیدی در اصفهان) دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری است که در دانشهای فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت. در حدود ۹۵ کتاب و رساله از او در سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان، فقه، مهندسی و هنر و فیزیک بر جای مانده است. به پاس خدمات وی به علم ستارهشناسی، یونسکو سال ۲۰۰۹ را به نام او سال «نجوم و شیخ بهایی» نامگذاری کرد
این کتاب به نقد علوم دنیایی می پردازد و استفاده از این علوم و تلاش برای دست یابی به آن را مانند نشستن مگسی بر سر سفره ی فضلات یونانیان(کنایه از علمای علوم دنیا) می داند..که او راست:
🌹تا کی ز شفاش، شفا طلبی وز کاسهٔ زهر، دوا طلبی؟ تا چند چون نکبتیان مانی بر سفرهٔ چرکن یونانی تا کی به هزار شعف لیسی ته ماندهٔ کاسهٔ ابلیسی؟ سؤرالمؤمن، فرموده نبی از سؤر ارسطو چه میطلبی؟ در راه طریقت او رو کن با نان شریعت او خو کن خود گو تا چند چو خرمگسان نازی به سر فضلات کسان!
و به عقیده این شیخ شخیص،آنچه غیر از خداست(ماسوی الله) ناپسند است و اهم این عوامل،اموری است که گویا خود شیخ درگیر آن است و وی آنرا به کل جامعه تعمیم می دهد! و شامل:هوای نفس(شیطان درون)،جستن علم حقیقی و اینکه توبه کنیم که دیگر توبه نکنیم! همه ما نیازمند توبه ای حقیقی هستیم!
پیشنهاد: عزیزانی که خدا را (نعوذبالله) افسانه ای می دانند و آنرا موجودی تصور می کند که انسان برای پر کردن خلا عاطفی خود درست کرده! یک ماه را بدون شک برای خدا زندگی کن! اما بدون شک(لا ریب فیه)... اگر اختلاف را و تفاوت را حس نکردید(که حس خواهید کرد)!،کافر شوید و یا کافر بمانید!!
🌹حدیث قدسی:(اگر بعد از گناه ،بنده من به سمت من برگردد،با چنان شوقی به سمتش می روم که اگر خودش با خبر بود،ذره ذره بدنش از شدت خوشحالی تکه تکه می شد!) پس بسم الله..
از توبه بشوی گناه و خطا وز توبه بجوی نوال و عطا
نومید مباش ز عفوالله ای مجرم عاصی نامه سیاه
گرچه گنه تو ز عد بیش است عفو و کرمش از حد بیش است
عفو ازلی که برون ز حد است خواهان گناه فزون ز عد است
حملاتی که به فلسفه - حکمت یونانی در برابر حکمت ایمانی - می کنه بعضا در ابیات قشنگی بیان شده. جالب بود کلا! البته آنچه بدان ترغیب می شود واحد نیست: گاهی سخن از علوم نافع برای آخرت است - مثلا اطلاع از فقه و اصول و ... - و گاهی سخن از صرف عشق. چنانکه از این حرف پیدا است فقه و اصول و ... جرو علوم رسمی به حساب نیامده در این اثر.