روی جلد کتاب نوشته با مقدمه ای از دکتر فرامرز رفیع پور. مقدمه ای از رفیعپور میخونی تحت عنوان «تقریظ»، تقریظ یعنی ستودن یا تمجید نوشته ای. بیشتر از اینکه به تمجید کتاب بپردازه، (اگه جای "تمجید" داشته باشه) به تعریف و تمجید از زندگی تحصیلی نویسنده پرداخته و گفته که درکش خیلی جامع ئه و اینکه توانسته تئوری های غربی مربوط به جامعه شناسی شهری رو به طور "نسبتا کاملتر" و مختصر و مفید بیاره. اما فقط دوازه تا تئوریه که سه تاش مارکس و وبر و زیمل ئه. خبری از تئوریهای جدید نیست. زبان کتاب ساده و روانه. مثل یه روزنامه . کتاب در حدی هست که همونطوری که رفیعپور گفته «خواننده به زودی درمییابد که "یک چیزی یاد میگیرد"»