سلاطین زیرزمین داستان میهمانان ناخواندهای است که در زیرزمین خانهای قدیمی اعیانی جا خوش میکنند و حاضر به ترک آنجا نمیشوند؛ میهمان- گدایانی همهفنحریف که بیدعوت راهی آن زیرزمین نسبتاً دراندشت میشوند و با نقشههایی محیلانه کنگر میخورند و لنگر میاندازند و به سلاطین آنجا بدل میشوند. گدایانی که بنیان آن خانه را از زیرزمین برهم میزنند. جواد مجابی، شاعر، نویسنده، روزنامه نگار و نقاش در رمان سلاطین زیرزمین داستانی ملموس و در عین حال خواندنی را پیش روی مخاطب قرار میدهد.
اگه یک روز صبح از خواب بیدار بشید و ببینید که یک عده گدا زیر زمین خونتون رو اشغال کردن چیکار می کنید؟ با پلیس تماس می گیرید یا سعی می کنید خودتون بیرونشون کنید؟ . داستان خیلی جذاب شروع میشه ولی این جذابیت فقط در حد همون چند صفحه اول باقی می مونه! درست در جایی که انتظار داریم قصه پله پله اوج بگیره و شاهد اتفاقات مختلف و جذاب باشیم، روند افت می کنه و ریتم میفته و حتی در بعضی قسمت ها از موضوع داستان اصلی خارج میشیم! مثلا در قسمتی از کتاب ما بجای داستان با رساله آشنایی با انواع گداها روبرو هستیم! . به نظرم ایده کلی خیلی جذاب بود اما به خوبی معرفی و پرداخت نشده بود! بعضی شخصیت ها با وجود نقش پررنگی که در داستان ایفا می کنن به خوبی پرداخت نشدن و به جز یک اسم اطلاعات دیگه ای از اونها نداریم. . برای من این حس بوجود اومد که انگار داستان خیلی مفصل تر از این کتاب بوده و بعد نویسنده اومده و یک بخش هایی رو جدا کرده و کنار هم گذاشته تا یک خلاصه داستان بسازه! و برای همین انتقال مفهوم به درستی صورت نگرفته (و اضافه کنم یک مقدار روند اتفاقات داستان با واقعیت سازگار نیست)