What do you think?
Rate this book


114 pages, Paperback
First published January 1, 2013
«... تنبیه هنگامی ممکن میشود که فرد تنبیهشونده دارای بدن و عصب باشد؛ زیرا اگر اینها نباشند، ما نمیتوانیم کسی را تنبیه بدنی کنیم. مرده را نمیتوان تنبیه بدنی کرد، زیرا عصبی ندارد و درد را احساس نمیکند. در عالم تجربه، تا بدن و عصبی در کار نباشد، نمیتوان به تنبیه پرداخت. ...»
[فیلسوف: ...] آنچه مورد تأکید [فیلسوفان پستمدرن] است یان است که باید مراقب سلطه فرهنگهای ملی یا جهانی بر خردهفرهنگها باشیم. سلطه حاکی از تخریب و اضمحلال خردهفرهنگهاست. اما اگر رابطه فرهنگهای ملی و قومی، یا فرهنگهای جهانی و بومی، چنان تعریف و تنظیم شود که یکی دیگری را از صحنه خارج نسازد، در این صورت مشکلی در میان نخواهد بود.
[... آنها] منکر آن نیستند که آب در همهجا، با حفظ شرایط این قانون، در ۱۰۰ درجه میجوشد، اما حرفشان این است که دلیل این ثبات آن است که ما از دریچه علم تجربی موجود به جهان نگاه میکنیم و طبیعی است که هرگاه از این دریچه نگاه کنیم، همهجا را با قوانین آن خواهیم دید. مثل این است که شما با مقیاس واحدی مانند درجه سانتیگراد بخواهید دما را اندازهگیری کنید. هرجا این مقیاس در کار باشد، متناسب با خودش عمل میکند. اما اگر بخواهید مقیاس را عوض کنید و به طور مثال با درجه فارنهایت به جهان نگاه کنید، آنگاه همه مقدارهای قبلی عوض میشود.
[...] میخواهند بگویند که علم تجربی موجود در دامن فرهنگ غرب معاصر متولد شده و متناسب با مقیاس آن، امور جهان را به ما نشان میدهد. اما اگر فرض کنیم که مقیاس دیگری وارد عرصه شود، یعنی فرهنگ دیگری زمینه نگریستن به امور جهان قرار بگیرد، آنگاه ممکن است توضیح دیگری در مورد جهان، یا حتی علم دیگری با معیارها و قوانین دیگری وجود پیدا کند.
[...] نمونه بارزش را میتوان در مقایسه طب چینی و طب غربی ملاحظه کرد. طب غربی بر اساس فیزیولوژی معینی در مورد بدن انسان، که در علم معاصر مطرح شده، شکل گرفته، و به طور عمده طبی شیمیایی است؛ اما طب چینی مبنای فیزیولوژی متفاوتی دارد و مواضع مختلف بدن آدمی در آن به صورت دیگری تقسیمبندی میشود و نتیجه آن هم طب سوزنی به شیوه خاص چینیهاست. در طب قدیم خود ما هم، به تبع طب یونان باستان، بر اساس مزاجهای مختلف در انسان، مانند مزاج بلغمی و دموی، نوعی کالبدشناسی خاص وجود داشت، و در نتیجه آن نیز طبی متفاوت مطرح بود.
در زبان فارسی و ترکی کلمههای «تهدیگ» و «گازماخ» معادل یکدیگرند، و اگر بخواهیم یکی از آنها را به دیگری ترجمه کنیم، معادل آن را خواهیم آورد. اما تفاوتی در معنای آنها وجود دارد[...] کلمه «تهدیگ» مفهومی مکانی دارد و به جایگاه بخشی از مواد غذایی اشاره میکند؛ در حالی که معادل ترکی آن مفهومی فعلی و عملی دارد، و بیانگر کندن آن بخش از مواد غذایی است که سفت و سخت شده است.)