داستان حاضر سرگذشت دون ژوان، شمشیر زن معروف اسپانیایی است. او که در خانوادهای اصیل و اشراف زاده به دنیا آمده بود، از کودکی به شمشیر بازی علاقهمند شد و در پانزده سالگی با مهارت تمام در مبارزهها شرکت میکرد. کسب موفقیتهای پیدرپی او را مغرور ساخت و سبب شد تا راه فسق و فساد را در پیش گیرد. اما ژوان در سن نوزده سالگی در پی یک انقلاب روحی دگرگون شد و به نیکوکاری روی آورد و…
ذبیحالله منصوری (۱۲۷۴–۱۳۶۵) روزنامهنگار و مترجم ایرانی بود.
آثار ترجمهٔ وی به دلیل اقتباس از منابع دیگر و تغییر و افزایش متن اثر (در قیاس با متن زبان اصلی) مشهور است.
او با نام اصلی «ذبیح الله حکیم الهی دشتی» در سال ۱۲۷۴ش دیده به جهان گشود.
ذبیح الله منصوری دارای تحصیلات قدیمه بود و خدمت مطبوعاتی خود را از سال ۱۲۹۲ آغاز نمود. منصوری طی ۷۰ سال روزنامه نویسی خویش بامجلات و مطبوعات بسیاری همکاری نمود از جمله: کوشش ، اطلاعات ، ایران ما، داد، ترقی، تهران مصور، روشنفکر و سپید و سیاه. عمده کارهای او در مجله هفتگی خواندنیها منتشر میشد.
وی در طول عمر خود به کشورهایی نظیر هند، شوروی و چندین کشور اروپایی سفر نمود.
در ترجمهٔ آثار به جای وفادار ماندن به متن کتاب به زبان اصلی، تغییرات و اضافات بسیاری را در متن اصلی اعمال کردهاست. بعضی منتقدان کتابهای ادبی و تاریخی این صفت وی را نکوهیده و خلاف نظریهٔ «وفاداری به متن در ترجمه» میشمارند [۱:] در حالی که استقبال خوانندگان عام از آثار او چشمگیر بودهاست و این آثار به احتمال، پرخوانندهترین رمانهای تاریخی به زبان فارسی هستند. وی آثار بسیاری را ترجمه کرده (حدود ۱۴۰۰ اثر) که حتی ذکر نام آنها هم کاری دشوار است.
ذبیح الله منصوری متاهل و صاحب دو فرزند بود. او در ۱۹ خرداد ماه ۱۳۶۵ش در بیمارستان شریعتی درگذشت
این کتاب داستان مردی اسپانیایی به اسم " دون ژوان"ه که عشق و شیفتگیِ شدیدی نسبت به معشوقه های خودش داره ولی بعد از تصاحب کردنشون دیگه جذابیتی براش ندارن و رهاشون میکنه. اختلال شخصیتی " دون ژوانیسم" از همین اسم گرفته شده. این افراد دوست دارن پرستیده بشن و کاملا بلدن چطور طرف مقابلشون رو بطور موقت دچار حسِ پرستیده شدن کنن. اونها بیشتر سراغ کسانی میرن که بدست اوردنشون سخت باشه و هرچی سخت تر عطششون برای بدست اوردن بیشتر... جناب گوگل این شخصیت رو بیشتر برای مردها تعریف کرده که بنظرم ممکنه در هردو جنس وجود داشته باشه. بازم ایشون بهتر میدونن! چند وقت پیش فیلمی دیدم که اشاره ای هم به شخصیت دون ژوانی داشت و رفتم سراغ کتابش تا بیشتر راجعش بدونم. فکر میکنم نویسنده سرگذشت دون ژوان رو خوب پیش برده و سعی کرده هیچ قضاوتی نکنه اخر کتاب منو یاد جمله ی رضاعطاران تو فیلم دهلیز انداخت: بعضی وقتا نمی بخشنت! پ.ن: این اولین ریویو منه. نقصشو به بزرگیتون ببخشید🌹