میرزاده عشقی در نگاه خیلی از ایرانیان یک فرد بی نقص و مبارز است که با مطالعه بیشتر راجع به این شخصیت این تصور می شکند. میرزاده عشقی در کارنامه خود نکاتی نه چندان خوشایند از قبیل خشونتهای وحشی مآبانه و مداحیهای بسیار شخصیتهای آن زمانه دارد. این کتاب به شناخت بهتر و دقیق تری از میرزاده عشقی کمک میکند. می گویند میرزاده عشقی شاعری بوده که بر علیه همه بوده و هیچکس از قلم او در امان نبود اما واقعیت این است که در اشعار او مدح شخصیت ها به وفور یافت می شود من جمله مدح شخصیت های مضمومی مانند سیدضیاءالدین طباطبایی که او به عنوان ناجی ملت معرفی اش می کند همینطور برای دریافت کمک های دولتی برای عزیمت به استانبول نیز او قلم خود را به مدح گشوده. نمونه دیگر آن یاد کردن از رضا شاه به عنوان فردی مقتدر که اگر انگلیسی ها او را گمراه نمی کردند میتوانست برای ملت ایران مفید باشد! از ویژگی های دیگر عشقی خشونت طلبی های افراطی اوست او معتقد بود که هر ساله باید مراسمی با عنوان عید خون برگزار شود که صاحب منصبان بی کفایت در آن روز سربریده شوند حتی او در اشعارش پا را فراتر می گذارد و می گوید هر روز که ثروتمندی بمیرد آن رو عید است!گرچه نمیتوان منکر رک بودن و گزنده بودن زبان او شد. در واقع میرزاده اگر ترور نمی شد و مدت زمان بیشتری زندگی می کرد پخته تر می شد و جهت گیری های بهتر و عقلانی تر می گرفت. همینطور نمیشود بدعت گذاری های اعجاب انگیز او در ادبیات را نادیده گرفت گرچه باز هم ناپخته و ناقص بودند اما تاثیر او در ادبیات معاصر ایران بدون شک و تردید است.در کل می توان گفت غالب آثار و افکار او بسیار مترقی بوده اما نقصان هایی هم داشته.درکل خواندن این کتاب پیشنهاد می شود