اینکه به روایتی زنانه از منزل امام دست پیدا کنیم جالب است اما ویراستار را گذاشتهاند که مطالب گفته شده را دستهبندی و بستهبندی کند و آنچه حشو یا تکراری است را بپیراید و اگر گفتهای چندان رسا نبود مقصود نویسنده را از او بپرسد و تلاش کند و روایی و رسایی متن را به بالاترین درجه برساند.
اين روزها بيشتر از هر موقع ديگري خاطرات انقلاب از ذهن مي گذرد. بهمن ماه، سي و شش سال است كه براي ايرانيان نويد بخش و پيام آور بهار است. در مورد انقلاب كتابهاي بي شماري نوشته شده است، وقايع مو به مو ذكر شده اند، خاطرات همه جمع آوري گشته اند اما اين كتاب با تمام آنچه تا كنون نگاشته شده متفاوت است. كتاب ها از سخنراني هاي امام مي گويند، از نامه هايش، از تصميم هايش، اما اين كتاب از رفتار امام با نوه هايش مي گويد، اين كتاب از گفتگو هاي سر سفره خانواده امام مي گويد. كتاب "اقليم خاطرات" ، خاطرات فاطمه خانم طباطبايي همسر محترم يادگار امام، سيد احمد آقا، از سالهاي قبل از انقلاب تا ١٢بهمن ٥٧ مي باشد. اما اين كتاب تنها يك مجموعه خاطرات نيست بلكه روايتي جذاب و شيوا از سالهاي همراهي ايشان با سيد احمد آقا و خانواده امام مي باشد. وي در اين كتاب از ماجراهايي كه در جمع خانواده رخ مي داد مي گويد، از دلهره بانو ثقفي در شب دستگيري امام، از زخم زبان هاي زنان نجف، از دلتنگي بچه ها، او از چيزهايي مي گويد كه تا شايد كنون كسي نشنيده باشد. ولي نقطه قوت كتاب به قلم فاطمه خانم بر ميگردد. وقايع چنان زيبا و شيوا تعريف شده اند كه مي توان تمام اتفاقات را در پيش چشمان مجسم نمود. قلم توانمند عروس امام اين كتاب را به اثري ماندگار تبديل نموده است