عنوان: حاجی دوباره؛ نویسنده: جعفر شهری؛ تهران، باشگاه ادبیات، 1356، در 290 ص؛ حکایت نویسنده است که با مقدمه ای زیبا تصمیم می گیرد برای دومین بار عازم مکه شود. در این سفر حاج خانم نیز ایشان را همراهی می کند و باقی ماجرا…
این کتاب حکایت نویسنده است که تصمیم می گیرد برای دومین بار عازم مکه شود. در این سفر حاج خانم نیز ایشان را همراهی می کند و باقی ماجرا... نوشته ها در نهایت سادگی نوشته شده اند. متنی است پر از ضرب المثل ها و اصطلاح ها و داستان های کوتاه و خواندنی.
درود بر روان مرحوم جعفر شهری و هزار آفرین به قلم روان و طناز ایشان.
جناب آقای جعفر شهری در این کتاب با مقدمهای بسیار زیبا و قابل تامل دلیل سفر حج دوباره خود را ذکر کرده است (چون ده سال قبل، بعد از سفر حج تمتع گفته بود که دیگر حاضر نیست به حج برود) و این بار همراه همسر خود به حج عمره میرود.
این سفر در ۲۷ اسفند ماه ۱۳۵۳ از تهران به مقصد جده آغاز میشود. از جده به مکه و مدینه میروند و سپس توسط هواپیما به قاهره میروند و سپس از طریق زمینی به اسکندریه رفته و دوباره به قاهره بازمیگردند. سپس با هواپیما به شام رفته، بعد به بیروت و سپس با هواپیما به تهران بازمیگردند.
در مکه و مدینه از مساجد مختلف دیدن به عمل میآوردند، زیارت میکنند، نماز میخوانند و بعد از گشت و گذار در بازارها مقداری سوغاتی میخرند. در مصر هم از مساجد و زیارتگاههای مختلف، قصرها و موزههای گوناگون و اهرام ثلاثه دیدن میکنند.
نکته قابل توجه اینکه حتی وارد یکی از اهرام میشوند و داخل آن را توصیف میکنند و جالبتر اینکه با توجه به اینکه هرم هیچ منفدی ندارد ولی داخلش روشن است و نور ملایمی در آن میتابد و این مایه تعجب آقای شهری میشود (البته برای من هم خیلی جالب بود).
در این کتاب هم جناب شهری رفتارهای مردم کشورهای مختلف و به ویژه همسفران ایرانیاش را بسیار طنازانه نقد میکند و حکایات و روایات و اشعار متناسب با موضوع را به شیوه بسیار هنرمندانه نقل میکند.
از مطالعه این کتاب مانند سایر کتابهای آقای جعفر شهری بسیار لذت بردم و بسیار حسرت خوردم که چرا زودتر آثار ایشان مطالعه نکرده بودم.
پ.ن: در پشت جلد کتاب، سایر آثار جناب جعفر شهری آورده شده بود که ۱۲ جلد چاپ شده و ۵ جلد در دست چاپ بودند، که در بین آثار چاپ شده، آثار منظوم هم به چشم میخورد. ولی متاسفانه من به جز چند تایی که خواندم بقیه کتابها را جایی ندیدهام.
حاجی دوباره سفرنامه ای است که در سال 54 و با زبان طنز جعفر شهری به رشته تحریر در آمده است . با مطالعه کتاب و درک این مطلب که حدود 40 سال از مسایلی که نویسنده منتقد آن ها بوده است گذشته میتوان دریافت که عبارت " یادش بخیر قدیم " همچین جمله درستی نمیباشد زیرا از قرار معلوم تا بوده همین بوده و .تا هست چنین است این چند سطر از کتاب به نظرم قابل تامل آمد از ننه بابا استاد معلم لش زیر گذر آژان سرپست همه لولویم بوده اند که حرفم را هرچه حق و بجا تا نوک زبانم هم آمده قورتش بدهم. معلم نمره کم داده خواسته ام اعتراض بکنم دور و بری هایم گفته اند حرف نزنی که بدتر میکند . بزرگ شده ام نظام رفته ام اول کلام این بوده که حرف و دستورات مافوق را کورکورانه اطاعت بکنم . به اداره جات کارم افتاده صد دفعه یارو یک کار دو دقیقه ای را گفته بروم ...فردا و پس فردا بیایم حرف نباید بزنم که اگر بزنم لج میکند