روزِ مرگ در داستانِ هملت خوانش ویژۀ کولتِس است از هملتِ شکسپیر. او در این نمایش توطئهها را محدود به چهار شخصیت اصلی کرده است و یک زوج جوان را در برابر زوج مسنتر قرار میدهد. گرچه ساختار نمایش وفادار به اصل آن است، اما در عوض کولتِس با ظرافت روابط خشونتآمیز شخصیتها را تغییر دادهاست. کلادیوس وگرترود با دسیسهچینی عملاً افلیا را به سوی هملت میرانند. شاهزادۀ دانمارک از دید کولتِس، ضدقهرمان و قربانی نیاکانش است.
برنار– مری کلتس از مهمترین نمایشنامهنویسان قرن بیستم است. وی نمایشنامهنویسی بود که در حوزۀ پسااستعمارگری و امتداد جریان استعمار در جهان مدرن فعالیت میکرد. نمایشنامههای او از منظر زبانی و شیوۀ بیان خاص او قابل ملاحظه است.
هیچ چیز جدیدی برای ارائه از هملت کلاسیک نداشت. کاهش شخصیتها هیچ تاثیری نداشت و اگر هم میتونست داشته باشه خوب اجرا نشده و داستان صرفا کوتاه شده بود. تنها تفاوتش زنده موندن هملت در پایان داستانه.
قانون ، دروغهای قانون ! اینگونه است که همه چیز می گندد. چگونه میتوان همچنان تعظیم کرد، چگونه می توان به نالیدن تن داد؟ چه کسی میتواند سکوت کند، در حالیکه خنجری می تواند او را رها کند؟ مردن، خفتن و دیگر هیچ. وحشت از سرزمینهای ناشناخته برای نابود کردن این نقش کافی است و میتواند وادارت کند نگون بختی های روزمره را بر هر چیز ناشناس و مبهمی ترجیح دهی. مردن، خفتن، رویا دیدن شاید. گمان اینکه خواب به رنج ها خاتمه میدهد. اما بیش از هر چیز ترسی که اینجا موج میزند، مانع است. بودن یا نبودن! مسئله این است. باید این واقعه را تحمل کرد یا با آن روبرو شد، آیا باید سلاح کشید و به همه چیز خاتمه داد؟ اندیشه، این چیزی است که از ما بزدل می سازد.
روز مرگ در داستان هملت … برنارد ماری کولتس...لیلا ارجمند ...۸۵
this one was retelling of the one and only Amlet and I loved that I especially adored the theatrical form in that book and I have forgot in general how much I like plays on paper 🤍 Also,I felt like I was reading Shakespeare not just a mid retelling and that had me IN However I would definetely recommend to read Amlet again before reading that because the experience would be much better One of the best books of this kind and I would recommend this FOR SURE!!! 4⭐
لغت "فاجعه" برای تعریف کردن این اثر زیادی لطیفه! واقعا...! یک ستاره برای هملت بودنش! و نه چیز دیگه ای. ما "تردید" رو داریم، کار استاد "واروژ کریم مسیحی" که اقتباسی درخشان و ایرانی از هملته، اونام این رو دارن! همیشه هم آثار ایران بد نیست! خفن زیاد داریم...