Noted American actor, screenwriter, and filmmaker Woody Allen, originally Allen Stewart Konigsberg explored the neuroses of the urban middle class in comedies of manners, such as Annie Hall (1977) and Deconstructing Harry (1997).
This director, jazz musician, and playwright thrice won Academy Award. His large body of work mixes satire, wit and humor in the most respected and prolific cerebral style in the modern era. Allen directs also in the majority of his movies. For inspiration, Allen draws heavily on literature, philosophy, psychology, Judaism, European cinema, and city of New York, where he lives.
داستانی که فکر کنم توی باقی مجموعه نوشتههای وودی آلن چاپ نشده. به خوبی باقی داستانهاش نبود اما باز هم زیبا بود و طنازیهای مخصوص به وودی آلن رو داشت و چه دایره لغات گستردهای داشت.
مطابق کارهای مرسوم آلن، این کار هم یک طنز ملیح است، البته خیلی در قید اشخاص و اماکن آمریکایی است و فقط همین موضوع است که کمی فهم داستان را برای خواننده بین الملل سخت میکند
آنطور که از نوشتههای روی دیوار دستگیرم شد، این "گاشِه" طبیبی بوده که مشکلات مشابه میانِ پیسارو و وَنگوگ- زمانی که این بچهها در وضعیت بعد از قورت دادن پای قورباغهای نابالغ یا در حال خفه شدن از فرط استعمال عرق افسنطین بودهاند- را درمان کرده است. از آنجا که آن دو هنوز معروف نبوده و حتا یک پاپاسی پول نداشتهاند، برای بیحساب شدن در این معامله پیشنهاد مبادلهی یک تابلوی رنگ و روغن یا طرح مدادی با یک ویزیت خانگی یا یک قُلُب دوا را مطرح کردهاند. رضایت دادن گاشه و قبول این پیشنهاد ثابت میکرد او موفقیت آتی این دو جوانک را پیشبینی میکرد، و همانطور که من داشتم از یک توده آثارِ رِنوار و سِزان لذت میبردم که احتمالاً مستقیم از دیوارهای اتاق انتظار مطب دکتر گاشه آمده بودند، نمیتوانستم از مجسم کردنِ خودم در موقعیتی مشابه فرار کنم.
روانکاوی که با پس زمینهی جریان دکتر گاشه (پزشکی که نامش بخاطر حمایتهای مالی و عاطفیاش از ون گوگ در تاریخ هنر ماندگار شده است) شروع به درمان رایگان ترانهسرایی میکند که به نظرش آیندهای درخشان دارد، اما هیچ چیز آن طور که پیشبینی میکرد پیش نمیرود...
اما آنچه در واقع دارم بهش فکر میکنم این است که اگر روزی در "مجمع مصنفان، مولفان و ناشران امریکا" با ونگوگِ کشفنشده برخورد کنم، یکی از آخرین بازماندههای وسایل تحت اختیارم را _که یک تیغِ واقعیست_ بیرون خواهم کشید، و هر دو گوشش را از بیخ خواهم برید.
یه نمایشنامه مونولوگِ جمع و جور از وودی آلن که فکر میکنم اجرای جالبی بشه ازش درورد. خب من این نمایشنامه رو نسبت به نمایشنامه پرسش که از وودی آلن خوندم بیشتر دوست داشتم و راستش منو یاد پست هایی میندازه که یه مدت گرافیستها میزدن. " اول پول میگیریم بعد کار میزنیم"