Le Jeu de l'amour et de la mort, Romain Rolland عنوان: بازی عشق و مرگ؛ نويسنده: رومن رولان؛ مترجم: م. ا. به آذين (محمود اعتمادزاده)؛ تهران، آگاه، 1357؛ در 130 ص
Varied works of French writer Romain Rolland include Jean Christophe (1904-1912), a series of satirical novels; he won the Nobel Prize of 1915 for literature.
The committee awarded him "as a tribute to the lofty idealism of his literary production and to the sympathy and love of truth with which he has described different types of human beings."
نقطه عطف این داستان عشقی انقلابی٬ سوفی بود که به موقع نمایشنامه رو از پایانی هندیوار نجات داد. سوفی: «اگر به اختیار ما نیست که گرفتار درد عشق نشویم٬ به اختیار خود ماست که بازیچهی آن نباشیم.»
سعدی شیرازی از زبان ”سوفی” که ”واله” او را به عاشق نبودن متهم کرد میگه؛ «تو فارغی و عشقت بازیچه مینماید / تا خرمنت نسوزد تشویش ما ندانی»
و چه خوبه که بازیچهی عشقهای اِفِر★ گونه نباشیم :)
نمایشنامه بسیار خوبی است که توصیه به خواندن آن میکنم . جملات پایانی سوفی در جواب واله، به قدری پر مفهوم و آغشته به تجربه های زیسته شده است که باید با طلا نوشت . به دید من پایان بندی داستان اندکی شعاری و در راستای احترام به اصول و اخلاق است که خیلی هم خوب است ولی شعارزدگی کمی اغراقآمیز به نظرم آمد .
قشنگ بود... مخصوصا صحنه هاى آخر... و اونجاش رو دوست داشتم كه سوفى به واله گفت:من دوستتان دارم. هميشه خواهم داشت. ولى اگر به اختيار ما نيست كه گرفتار درد عشق نشويم، به اختيار خودماست كه بازيچه آن نباشيم.